( 1 ) گفت : شما با جنگ و نبرد با سرخ و سياه مردم بيعت ميكنيد ، پس هم اكنون بنگريد اگر با رفتن اموال و كشته شدن اشراف و بزرگانتان او را تسليم دشمن مىكنيد از بيعت با او خوددارى كنيد و او را به حال خود واگذاريد ، زيرا به خدا سوگند اگر چنين كنيد ننگ دنيا و آخرت براى شما است ، و اگر با رفتن اموال و كشته شدن افراد بزرگ نيز از او پشتيبانى مىكنيد البته بيعت با او سعادت دنيا و آخرت است ؟ ! همراهانش در پاسخ او گفتند : به خدا سوگند ما با تمام اين پيش آمدها نيز از او حمايت خواهيم كرد - آنگاه برسول خدا صلى اللّه عليه و آله گفتند :
اگر ما به پيمان خود با شما وفا كنيم پاداش ما چيست ؟
فرمود : بهشت .
گفتند : پس دست خود را باز كن تا با تو بيعت كنيم .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دست باز كرده و آنها با آن حضرت بيعت كردند .
و در اينكه چرا عباس بن عبادة اين سخن را در آن موقع حساس گفت عقايد مختلفى است .
عاصم بن عمر گفته است : به خدا عباس بن عبادة اين سخن را نگفت جز براى آنكه مردم را در پيمان خود محكم كند ، عبد اللّه بن ابى بكر گويد : منظور عباس اين بود كه بيعت را از آن شب بتأخير اندازد تا شايد عبد اللّه بن أبى بن سلول [ ( 1 ) ] بمكة بيايد و اين بيعت در حضور او انجام شود ، و بدين وسيله كار بيعت محكمتر شود .
و اللّه اعلم .
بالجملة بيعت با آن حضرت شروع شد و تمام حاضران با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بيعت كردند .
و در اينكه آيا نخستين كسى كه بيعت كرد نامش چه بود اختلاف است :
بنو النجار معتقدند كه نخستين بيعت كننده اسعد بن زرارة بود ، و بنو عبد -
هامش
[ ( 1 ) ] سلول نام زنى است از خزاعة .