تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
( 1 ) آنگاه بسوى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله متوجه شده عرض كرديم : اينك شما سخن بگو و هر عهد و پيمانى كه مىخواهى براى خود و خدايت از ما بگير ! پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله لب گشود و آياتى از قرآن تلاوت كرده ما را به خدا و اسلام ترغيب نموده سپس فرمود : پيمان من با شما اين است : كه بايد همانطور كه از زنان و فرزندان خود دفاع مىكنيد از من نيز دفاع كنيد ! براء بن معرور دست آن حضرت را گرفته گفت : سوگند بدانكه تو را به نبوت مبعوث فرموده ما همانطور كه از ناموس خود دفاع مىكنيم از شما نيز دفاع خواهيم كرد ، پيمانت را با ما ببند كه مات به خدا فرزند جنگ و اسلحه هستيم ، و جنگجوئى را از پدران خود پشت در پشت به ارث برده‌ايم . . . ابو الهيثم بن تيهان سخن براء بن معرور را قطع كرده گفت : اى رسول خدا ميان ما و يهود پيمانها و رشته‌هائى بسته شده بود كه ما بدين ترتيب آنها را قطع و پاره خواهيم كرد ، چنان نباشد كه ما پيمانهاى خود ر با يهود قطع كنيم و شما نيز چون بر دشمنان خود پيروز شدى ما را رها كرده دوباره بسوى قوم خود باز گردى ؟ ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تبسمى كرده فرمود : ( مطمئن باشيد كه ) خون من خون شما و گذشت من گذشت شما است [ ( 1 ) ] من از شما هشتم و شما از منيد ، مىجنگم با هر كه شما بجنگيد ، و صلح مىكنم با هر كه شما صلح كنيد . سپس فرمود : اكنون دوازده نفر از ميان خود انتخاب كنيد كه آنها نقيب و مهتر و كفيل قوم شما نزد من باشند . دوازده نفر را كه نه تن از خزرج و سه تن از اوس بود انتخاب نمودند و برسول
هامش
[ ( 1 ) ] عبارت عربى « و الهدم الهدم » است كه به نظر ما مقصود هدم دم و عزت و شرف و پايمال ساختن آنها است كه بگذشت ترجمه شد ولى ابن هشام در تفسير آن گفته است : يعنى ذمهء من ذمهء شما و حرمت من حرمت شما است .