تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
( 1 ) زنان مىكرد . زيرا تا بآنروز رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مأمور بجنگ با كفار و مشركين نشده بود و از اين رو در بيعت با آنها شرط جنگ نبود و تنها شروط زير وجود داشت : « براى خدا شريكى قائل نشويد ، دزدى نكنيد ، مرتكب زنا نشويد ، فرزندان خود را نكشيد ، بهتان و افترا نزنيد ، در كارهاى نيك نافرمانى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را نكنيد » . بدنبال اين پيمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : اگر بمواد پيمان وفا كرديد پاداشتان بهشت است ، و اگر وفا نكنيد سر و كارتان با خدا است چنانچه بخواهد كيفر كند و عذاب دهد و چنانچه بخواهد بيامرزد . و در نقل ديگرى است كه فرمود : و اگر وفا نكرديد چنانچه حدّ آن عمل در دنيا بر شما جارى شد همان حدّ كفارهء آن گناه باشد و چنانچه مكتوم ماند و تا پايان عمر معلوم نشد سر و كارتان با خدا است كه عذاب كند يا بيامرزد . پس از انجام اين پيمان همين كه آن دوازده نفر خواستند بمدينه بازگردند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد مناف . . . را بهمراه ايشان بمدينه فرستاد تا قرآن را تعليم آنها كند و دستورات اسلام را بديشان بياموزد . مصعب بن عمير بدستور پيامبر گرامى اسلام بهمراه آن دوازده نفر به شهر مدينه آمد و در خانهء اسعد بن زرارة ورود كرد . و هنگام نماز كه ميشد در جلو ميايستاد و مسلمانان مدينه پشت سرش نماز مىخواندند ، و جهت اين كار هم اين بود كه هر يك از افراد اوس يا خزرج به نماز ميايستادند افراد قبيلهء مقابل خوش نداشتند پشت سرش به نماز بايستند ، ولى بامامت مصعب ( چون از مردم مكه و قريش بود ) همگى راضى بودند .

اسعد بن زرارة نخستين كسى بود كه در مدينه نماز جمعه خواند :

كعب بن مالك از جمله كسانى بود كه در همان اوائل ورود اسلام به شهر مدينه مسلمان شد ، او در اواخر عمر از هر دو چشم نابينا شده بود و هنگام بيرون رفتن از خانه فرزندش عبد الرحمن دست او را ميگرفت و به مسجد و بازار ميبرد .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 281 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى