تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
( 1 ) يا ديگران به شهر مكه آمده است ، كه آن حضرت بمحض شنيدن برميخاست و بدنبال آن مرد ميرفت و او را بدين خود دعوت ميكرد و از او يارى ميطلبيد . روزى بحضرتش خبر دادند كه سويد بن صامت كه از بزرگان قبيلهء بنى عمرو بن عوف بود به مكه آمده ، و سويد كسى بود كه قبيله‌اش نام او را كامل گذارده بودند چون در شجاعت و سرودن شعر و شرف و نسب در حد كمال بود و در شجاعت او داستانها گويند و اشعارى نيز از او نقل كنند [ ( 1 ) ] . بالجمله رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برخاسته و بنزد او رفت و او را بدين اسلام دعوت فرمود . سويد گفت : شايد آنچه تو آورده‌اى و بابلاغ آن مأمور شده‌اى همان باشد كه پيش من موجود است ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : مگر نزد تو چيست ؟ گفت : حكمت لقمان ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : آن را بر من عرضه‌دار ! سويد آنچه از حكمت لقمان ميدانست به حضرت عرضه داشت ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : كلام نيكوئى است ولى آنچه پيش من است برتر از اينها است ، و آن قرآنى است كه خداى تعالى بر من نازل فرموده و ( براى مردمان ) هدايت و نور است ، سپس مقدارى از قرآن را براى او تلاوت فرمود و اسلام را بر او عرضه داشت سويد در فكر فرو رفت آيات قرآن او را مجذوب ساخت ، از اين رو به پيغمبر گفت : اين گفتار نيكى است ! سپس بمدينه آمده بنزد قبيلهء خود بازگشت و چيزى نگذشت كه قبيله خزرج ( روى نزاع و خونريزى سابقه دارى كه ميان آنها بود ) او را كشتند ، و اين جريان قبل از جنگ معروفى بود كه در بعاث [ ( 2 ) ] ميان دو قبيلهء اوس و خزرج واقع شد .
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از دو قطعه شعر و داستانى از شجاعت سويد بصفحهء 426 ( ج 1 ) سيرة مراجعه شود . [ ( 2 ) ] بعاث نام جائى است در اطراف مدينه كه جنگ ميان اوس و خزرج در آن جا اتفاق افتاد .