( 1 ) در ميان اين دشمنان عدهاى بودند كه دشمنى خود را به صورت مسخره و استهزاء اظهار ميداشتند و سرشناسان آنها پنج نفر بودند كه هر يك در ميان قوم و قبيلهء خود شخصيت و مقامى داشتند .
نام اين پنج نفر كه هر كدام از قبيلهء بودند بدين شرح بود :
از بنى اسد : اسود بن مطلب ، و او همان كسى است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دربارهاش نفرين كرده گفت : « بار خدايا ديدگانش را كور كن و او را بداغ فرزند مبتلا گردان » .
و از بنى زهرة : اسود بن عبد يغوث .
و از بنى مخزوم : وليد بن مغيرة .
و از بنى سهم : عاص بن وائل سهمى .
و از بنى خزاعة : حارث بن طلاطلة .
اينان از دشمنى و استهزاء كردن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دست بردار نبودند ، و هم چنان بعداوت خويش به آن حضرت ادامه ميدادند تا اينكه آيه نازل شد :
« پس تو اى پيغمبر بصداى بلند آنچه مأمورى بخلق برسان و از مشركان روى بگردان ، همانا ما تو را از شرّ استهزاء كنندگان محفوظ ميداريم ، آنان كه با خداى يكتا خدائى ديگر گرفتند به زودى خواهند دانست » [ ( 1 ) ] و سرنوشتى كه اين پنج نفر دچار شدند چنان بود كه : جبرئيل در هنگامى كه اينان در اطراف خانهء كعبه طواف ميكردند بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد ، آن حضرت برخاست و در كنار جبرئيل بايستاد ، در اين هنگام اسود بن مطلب بر ايشان عبور كرد ، جبرئيل برگ سبزى به روى او انداخت و همان سبب شد كه دو چشمش نابينا گشت .
پس از او اسود بن عبد يغوث بر ايشان عبور كرد ، جبرئيل بشكمش اشاره كرد ، و از آن پس به مرض استسقاء مبتلا گشت و همان سبب هلاكتش شد .
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء حجر آيهء 94 - 96 .