( 1 ) گفت : از آن زيد بن حارثة هستم . و چون پيغمبر اكرم مراجعت كرد اين مژده را بزيد بن حارثة داد .
و در حديث عبد اللّه بن مسعود است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : بهر آسمانى كه رفتيم اهل آن آسمان از جبرئيل ميپرسيدند : اين كيست ؟ در جواب مىگفت : محمّد است ، ميپرسيدند : آيا بنبوت مبعوث گشته ؟ ميگفت : آرى ، آنان ميگفتند : خدايش نگهدارد كه چه برادر و پيمبر بزرگوارى است ! و هم چنان تا به آسمان هفتم كه در آنجا پنجاه نماز در هر روز واجب شد .
سپس بسوى زمين باز گشتم و چون بموسى بن عمران گذشتم پرسيد : چند نماز بر تو واجب شد ؟ گفتم : پنجاه نماز در هر روز ! موسى گفت : نماز دستور سنگينى است و امت تو مردمان ضعيفى هستند ( و طاقت پنجاه نماز را در هر روز ندارند ) بسوى خداوند بازگرد و از او براى خود و امتت تخفيفى در نماز بخواه ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : من باز گشتم و درخواست تخفيف كردم خداى تعالى ده نماز تخفيف داد ، پس باز گشتم و دوباره بموسى برخوردم و او همان سخن را گفت ، من نيز دوباره بازگشتم ده نماز ديگر تخفيف گرفتم ، بار سوم نيز موسى همان سخن را گفت و من بازگشته ده نماز ديگر تخفيف گرفتم و هم چنان تا اينكه در هر شبانه روز پنج نماز مقرر شد ، و چون در مرتبهء آخر موسى گفت : باز گرد و تخفيف بخواه ، من به او گفتم : آنقدر رفتم و تخفيف خواستم كه ديگر حيا ميكنم .
آنگاه فرمود : هر يك از شما كه اين پنج نماز را از روى ايمان و باميد پاداش بخواند خداوند ثواب همان پنجاه نماز را به او خواهد داد .
سرنوشت استهزاء كنندگان
در مدتى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در مكه مردم را به حق دعوت ميفرمود تدريجا دشمنان زيادى براى آن حضرت گرد آمده بود كه گاه و بيگاه دشمنى خود را اظهار ميكردند و آن بزرگوار نيز با استقامتى شگفتانگيز در برابرشان بردبارى ميكرد