( 1 )
سخن مشركان دربارهء اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و آياتى كه در اين باره نازل شد :
پيغمبر گرامى اسلام هر گاه به مسجد الحرام ميآمد جمعى از اصحاب او كه عموما مانند خباب و عمار و صهيب و امثال اينان مردمانى بىبضاعت و تهى دست بودند اطرافش مىنشستند ، سران قريش كه آن منظره را مشاهده ميكردند بناى ريشخند و مسخره را گذارده بهم ميگفتند : اينهايند پيروان محمد ! اينهايند كسانى كه خدا از ميان ما براى هدايت و حق انتخاب كرده ! اگر براستى خيرى در دين محمّد بود اينان بر ما سبقت نمىجستند ، و خداوند آنان را بر ما ترجيح نميداد ! . . .
و امثال اين سخنان را ميگفتند ، تا اينكه آيات ذيل در اين باره نازل شد :
« . . . و كسانى را كه صبح و شام خدا را ميخوانند و مقصودشان فقط خدا است از خود مران كه نه از حساب آنها چيزى بر تو است و نه از حساب تو چيزى بر آنها است ، و اگر تو ايشان را برانى از ستمكاران خواهى بود ، و اين چنين ما برخى را ببرخى ديگر بيازموديم تا ( از روى مسخره ) بگويند : آيا اينانند كسانى كه خداوند از ميان ما بر ايشان برترى داده ؟ آيا خداوند از اينان داناتر باحوال سپاسگزاران نيست ؟ و هر گاه ايمان آورندگان بآيات ما نزد تو آيند بگو سلام بر شما باد خداوند بر خود رحمت و مهربانى را فرض نموده كه هر كه از شما كار زشتى بنادانى كرد و پس از آن توبه كند و اصلاح نمايد البته خداوند بخشنده و مهربان است » [ ( 1 ) ] .
ياوه سرائى مشركين درباره رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و پاسخى از قرآن :
در نزديكى مروة دكانى بود كه غالبا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روزها را ساعتى در آن دكان مىنشست ، اين دكان متعلق بمرد نصرانى زرخريدى بود بنام « جبر » .
« جبر » كه بندهء زرخريد قبيلهء بنى حضر مىبود در آن دكان خريد و فروش ميكرد ، ارتباط رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با آن مرد نصرانى بهانهاى بدست مشركين داد تا
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء انعام آيه 52 - 54 .