تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
( 1 )

جريان اسلام چند تن از نصاراى حبشه - يا نجران - :

در همان روزهائى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در مكه بود روزى بيست نفر و يا چيزى كمتر از نصاراى حبشه - و برخى گويند : از نصاراى نجران - كه جريان نبوت آن حضرت را شنيده بودند به مكه آمده و بجستجوى آن حضرت به مسجد الحرام وارد شدند ، در آنجا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را ديدار كرده و پيش رويش نشستند و سؤالاتى از آن جناب نموده و يكايك پاسخ شنيدند ، پس از اينكه پرسشهايشان تمام شد حضرت آنان را بدين اسلام دعوت كرده آياتى از قرآن برايشان تلاوت فرمود ، آن آيات مقدس كه به گوش آنان خورد چنان تحت تأثير قرار گرفتند كه اشك از ديدگانشان سرازير شده مسلمان شدند ، آنگاه از جاى خود برخاستند . قريش از دور ناظر تمام اين جريانات بودند در آن هنگام گروهى را بهمراهى ابو جهل سر راه ايشان فرستادند ، ابو جهل رو بدانها كرده گفت : شما عجب كاروان زيانكارى بوديد ! مردم حبشه شما را بدين شهر فرستادند تا از وضع اين مرد بررسى كرده و تحقيق كافى به عمل آوريد و به اطلاع آنان برسانيد ، ولى شما در همان ديدار نخست بدون تحقيق دست از دين خود برداشته به دو گرويديد و سخنان او را تصديق كرديد ! راستى ما تا كنون در حماقت و بىخردى مانند شما نديده‌ايم . . . ! حبشيان در پاسخ او گفتند : ما سر ستيزه و بحث با شما را نداريم ، شما بدنبال دين خود رويد و ما هم بدنبال آنچه پذيرفته‌ايم ميرويم . و چنانچه گويند : آيات ذيل دربارهء ايشان نازل شد : « آنان كه ما پيش از اين بدانها كتاب داديم ( يعنى تورات و انجيل ) البته بدان كتاب ( يعنى قرآن ) ايمان آورند ، و چون بر آنها خوانده شود گويند ما ايمان آورديم كه اين قرآن به حق از جانب پروردگار ما نازل شده و ما پيش از اين نيز تسليم آن بوديم » . . . تا آنجا كه فرمايد : « . . . و چون سخن بيهوده‌اى ( از دشمنان دين ) بشنوند گويند اعمال ما براى خودمان و اعمال شما براى خودتان برويد بسلامت باشيد كه ما هرگز مردمان جاهل و نادان را نميطلبيم » [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء قصص آيهء 52 - 55 .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 249 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى