( 1 ) دشمنان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود و چون بمملكت حيره سفر كرده بود داستانها از سلاطين ايران و رستم و اسفنديار ياد گرفته بود و در هر مجلسى پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله مىنشست و مردم را به خدا دعوت ميكرد و آنها را از دچار شدن بعذابهاى اقوام گذشته ميترسانيد ، نضر بن حارث پس از آن حضرت در آنجا مىنشست و داستانهائى از پادشاهان ايران و رستم و اسفنديار نقل ميكرد سپس ميگفت : به خدا محمد بهتر از من داستان سرائى نميكند ، و داستان او چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست كه آنها نوشته است چنانچه من نوشتهام پس اين آيات دربارهاش نازل شد :
« و باز گفتند كه اين كتاب افسانههاى پيشينيان است كه بر خود نگاشته و هر صبح و شام بر او املا شود ، بگو اين كتاب را آن خدائى فرستاده كه از اسرار آسمانها و زمين آگاهست و او آمرزنده و مهربان است » [ ( 1 ) ] .
« و چون آيات ما بر او خوانده شود گويد اين افسانههاى پيشينيان است » [ ( 2 ) ] « و اى مردم دروغگوى بدكار ، آنكه آيات خدا را كه بر او تلاوت مىشود شنيده و بر تكبر و طغيان اصرار مىكند چنان كه گوئى آنها را نشنيده . . . چنين كسى را به عذاب دردناك بشارت ده » [ ( 3 ) ] .
گويند : روزى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با وليد بن مغيرة و چند تن ديگر در مسجد نشسته بود نضر بن حارث وارد مسجد شده بنزد آن حضرت آمد و نشست و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شروع بسخن كرد و نضر در مقام پاسخ سخنان آن حضرت بر آمده ايراد كرد ، بالاخره حضرت او را محكوم كرد سپس اين آيات را بر نضر و آنان كه حاضر بودند تلاوت فرمود :
« همانا شما و آنچه كه غير از خدا ميپرستيد آتش افروز دوزخيد و در آن آتش وارد ميشويد ، اگر اين بتان كه ميپرستيد براستى خدايانى بودند وارد دوزخ
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء فرقان آيهء 5 - 6 .
[ ( 2 ) ] سورهء قلم آيه 15 . و مطففين آيهء 13 .
[ ( 3 ) ] سورهء جاثية آيهء 7 .