( 1 ) و مايل آنند ( در بهشت ) جاويدانند » [ ( 1 ) ] يعنى عيسى بن مريم و عزير و ساير بزرگان دينى و پيشوايان مذهبى كه مردم گمراه آنان را خداى خويش خواندند .
و دربارهء پرستش ايشان از فرشتگان و سخنشان كه ميگفتند : فرشتگان دختران خدايند اين آيات نازل شد : « و گفتند خداوند رحمان داراى فرزند است » ( چنين نيست ) خدا منزه و پاك از آنست ، بلكه ( آنهايى كه مشركان آنها را فرزند خدا ميدانند ) بندگان مقرب خدايند كه هرگز پيش از أمر او كارى نميكنند و هر چه كنند بفرمان اوست . . . » تا آنجا كه فرمايد : « و هر كه از آنها بگويد من خداى عالم هستم پس ما او را به آتش دوزخ كيفر خواهيم كرد و اين چنين ستمكاران را مجازات كنيم » [ ( 2 ) ] و درباره سخن ابن زبعرى و تعجب وليد و حاضران در مجلس اين آيه نازل شد : « و چون بعيسى بن مريم مثل زده شود ( مقصود مثل ابن زبعرى است ) در اين هنگام قوم تو از آن مثل باز گردند » يعنى بواسطهء گفتار او از امر تو باز گردند .
سپس درباره عيسى بن مريم فرمايد : « عيسى بن مريم نبود جز بندهء كه ما ( بوسيله رسالت ) او را نعمت داديم و بر بنى اسرائيل مثل ( و حجت ) قرار داديم و اگر ما بخواهيم بجاى شما آدميان فرشتگان را در زمين جانشين ميگردانيم ، و همانا عيسى نشانهء ساعت قيامت است و زنهار كه در آن ساعت شك و ريب روا مدارى و مرا پيروى كنى كه همان راه راست است » [ ( 3 ) ]
آنچه درباره اخنس بن شريق و وليد بن مغيرة نازل شد :
اخنس بن شريق يكى از بزرگان قريش و اشراف ايشان و هم سوگند با قبيلهء بنى زهرة بود و نسبت برسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز عداوت و دشمنى داشت و دربارهاش اين آيه نازل شد :
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء انبياء آيهء 100 - 101 .
[ ( 2 ) ] سورهء انبياء آيه 26 - 29 .
[ ( 3 ) ] سورهء زخرف آيه 59 - 61 .