تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
( 1 ) گويند [ ( 1 ) ] و نسب او به پنج واسطه به سبأ كوچك و به بيست و دو واسطه به سبأ بزرگ و به بيست و سه واسطه به يعرب بن قحطان ميرسد . و تبان اسعد « پدر حسان » همان كسى است كه بمدينه آمد و دو تن از أحبار يهود را كه در مدينه سكونت داشتند بيمن برد ، و خانهء كعبه را تعمير كرده و پردهء بر آن پوشانيد ، و پادشاهيش پيش از ربيعة بن نصر بود . و سبب خشم تبان اسعد بر اهل مدينه اين بود كه چون به سمت مشرق ميرفت از مدينه عبور كرد ، و بى آنكه بمردم آن كارى داشته باشد از آنجا بگذشت و يكى از فرزندان خويش را بجانشينى خود در ميان آنان بجاى نهاد ، و چون او برفت مردم مدينه كمين كرده و در جائى پسر تبع را غافلگير كرده گشتند ، تبع كه جريان را دانست در مراجعت از سفر مشرق بدانجا آمده و تصميم بر خرابى آنجا و نابودى مردم آن سرزمين و بريدن نخلستانهاى آنان گرفت ، پس گروهى از مردم - كه از تيرهء آنان انصار مدينه با ديد آمدند - گرد آمده و رئيس آنها عمرو بن طلّة بود كه برادرزادگان طائفهء بنى النجار بودند ، و طلة نام مادرش بود و نام پدرش معاوية بن عمرو . . . است . و نيز رئيس ديگرى داشتند كه او از فرزندان عمرو بن مبذول بود - و مبذول نامش عامر است - و عامر فرزند مالك بن نجار است - و نجار نامش تيم اللّه بوده - و تيم اللّه فرزند ثعلبة بن عمرو بن خزرج . . . است ، و بالجمله اينان براى جنگ با تبع آماده شدند . در همين احوال ( جريان ديگرى اتفاق افتاد كه بيشتر موجب خشم تبع شد و آن اين بود كه ) روزى مردى از تيرهء عدى بن نجار بنام « أحمر » يكى از همراهان تبع را بقتل رسانيد ، و سبب قتلش اين بود كه مرد مزبور را ديد مشغول بريدن خوشهء از درخت خرماى اوست ، پس احمر با همان داسى كه براى اصلاح درخت
هامش
[ ( 1 ) ] در اين جا ابن هشام نسب حسان بن تبع را تا به يعرب بن قحطان كه حدود بيست و شش نفر هستند ذكر كرده كه هر كه خواهد بصفحه 19 - 20 سيرة مراجعه كند .