( 1 )
استهزاء قريش از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و آياتى كه درباره ايشان نازل گشت :
گاهى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله قرآن را بر مشركين تلاوت ميفرمود و آنان را به خدا دعوت ميكرد آنها از روى استهزاء ميگفتند : « دلهاى ما در ميان پوششهائى است از آنچه ما را بسوى آن ميخوانيد » و ما نمىفهميم چه ميگوئى « و در گوشهاى ما سنگينى است » و سخنان تو را نمىشنويم « و ميان ما و تو حجاب و پردهاى است » كه حائل ميان ما و تو است « پس تو كار خويش را بكن و ما هم كار خود را » و ما چيزى از تو نخواهيم فهميد .
پس خداى تعالى اين آيات را نازل فرمود : « و هنگامى كه بخوانى قرآن را قرار دهيم ميان تو و ميان آنان كه بآخرت ايمان نميآورند پردهاى پوشيده . . . »
تا آنجا كه فرمايد : « و هر گاه ياد كنى خداى خود را در قرآن به تنهائى باز گردند بپشتهاى خويش و برمند » يعنى چگونه من بر دلهاى آنان پوششى گذاردهام و در گوششان سنگينى نهاده و ميان تو و ايشان پرده و حجابى است چنانچه ايشان پندارند در صورتى كه وحدانيت پروردگار تو را در قرآن فهم كنند ، يعنى من چنين كارى نكردهام « و ما داناتريم بدانچه گوش ميدهند آن هنگامى كه گوش ميدهند و هنگامى كه به گوش همديگر سخن ميگويند ، زمانى كه ستمگران گويند شما پيروى نميكنيد جز مردى جادو شده را » يعنى اين سفارشى است كه به يكديگر مىكنند تا آنچه بدان مبعوث گشتهاى ترك كنند « بنگر چگونه براى تو مثلها زدند پس گمراه شده و راهى را نمىتوانند » يعنى مثلى كه دربارهء تو زدند خطا است و بوسيلهء آن بهدايت نميرسند و گفتارشان از روى اعتدال نيست « و گفتند آيا هنگامى كه ما به صورت استخوانها و خاك درآمديم دوباره بخلقت جديدى برانگيخته خواهيم شد » يعنى برسول خدا صلى اللّه عليه و آله گفتند تو ميگوئى ما پس از مرگ هنگامى كه به صورت استخوانها و خاك در آمديم دوباره برانگيخته خواهيم شد ؟ اين چيزى است نشدنى ! « بگو به صورت سنگ باشيد يا آهن يا آفرينشى از آنچه بزرگ آيد در سينههاى شما پس گويند كيست كه ما را باز گرداند بگو آن كس كه نخستين بار شما را