تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
( 1 ) گرويدن به اين دين باز دارند ، بهر مسلمانى دست ميافتند او را حبس كرده شكنجه مىكردند ، يا اگر از اين راه نمىشد با مال و ثروت او را تطميع ميكردند . تا بالاخره روزى پس از اينكه خورشيد غروب كرده بود سران قبائل قريش مانند : عتبة بن ربيعة ، ابو سفيان ، نضر بن حارث ، ابو البخترى ( برادر ابو جهل ) اسود بن مطلب ، زمعة بن اسود ، وليد بن مغيرة ، ابو جهل ، عبد اللّه بن امية ، عاص بن وائل ( پدر عمرو بن عاص ) نبيه ، منبه ، امية بن خلف . . . و ديگران در پشت خانه كعبه گرد هم جمع شده با هم گفتند : كسى را بنزد محمّد بفرستيد و او را بدينجا احضار كنيد و با او صحبت كنيد تا از اين پس اگر كارى نسبت به او انجام داديد معذور باشيد ؟ پس كسى را بنزد آن حضرت فرستاده گفتند : بزرگان قبيلهء تو در اينجا اجتماع كرده تا با تو سخن گويند بنزد ايشان بيا ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه پيغام آنها را شنيد گمان كرد آنها دست از مخالفت با آن حضرت كشيده و فكر تازه‌اى بنظرشان رسيده است ، و چون بهدايت و رشد آنان كمال علاقه را داشت و گمراهى ايشان آن حضرت را رنج ميداد از اين رو با شتاب بانجمن آنان آمده در كنار ايشان نشست ، آنان بدان حضرت رو كرده گفتند : اى محمّد ما تو را در اينجا احضار كرده تا با تو راه عذر را ببنديم ، چون به خدا سوگند ما كسى را سراغ نداريم كه رفتارش با قوم خود مانند رفتار تو نسبت بما باشد : پدران ما را دشنام دهى ، از دين ما عيبجوئى كنى ، بخدايان ما ناسزاگوئى ، بزرگان و خردمندان را بسفاهت و نادانى نسبت دهى ، ميان مردم اختلاف انداخته‌اى ؟ و خلاصه آنچه كار ناشايست بوده است انجام داده‌اى آيا منظورت از اين كارها چيست ؟ اگر اين كارها را به منظور پيدا كردن مال و ثروتى انجام ميدهى ما حاضريم آن قدر مال و ثروت براى تو جمع كنيم كه داراترين ما شوى و اگر بدنبال شخصيت و رياستى مىگردى ما بدون آنكه اين سخنان را بگويى تو را بزرگ خود قرار ميدهيم ، و اگر طالب سلطنت و مقامى هستى ما تو را سلطان خويش گردانيم ، و اگر جن زده شده‌اى - چون ممكن است گرفتار جن