( 1 ) افراد قريش بود پذيرفتند . او رأى داد : نخستين شخصى كه از در مسجد [ ( 1 ) ] وارد شد در اين كار حكميت كند و هر چه او گفت همگى بپذيرند ؟ قريش اين رأى را پذيرفته و چشمها بدر مسجد دوخته شد .
ناگاه ديدند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از در وارد شد ، همگى فرياد زدند : اين امين است كه ميآيد ، اين محمّد است ، ما همگى به حكم او راضى هستيم ، همين كه آن حضرت جلو آمد و جريان را به او گفتند فرمود : پارچهاى بياوريد ، چون آوردند حضرت آن را پهن كرد و حجر الاسود را در ميان آن نهاد سپس فرمود : هر يك از شما گوشهء آن را بگيريد و بلند كنيد ، بدين ترتيب همگى در بلند كردن آن سنگ شركت جستند و همين كه سنگ را محاذى جايگاه اصلى آوردند خود آن حضرت پيش آمده و آن را از ميان پارچه بلند كرد و در جاى خود گذارد ، و روى آن ديوار كعبه بالا رفت . و پس از اتمام كار زبير بن عبد المطلب دربارهء آن مار سياه و بناى كعبه اشعارى سرود [ ( 2 ) ]
نخستين كسى كه كعبه را پارچه ديبا پوشانيد :
ارتفاع كعبه در زمان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هيجده متر شد ، و هر ساله آن را با پارچههاى سفيد مصرى بنام « قباطى » ميپوشاندند ، سپس بوسيلهء برد يمانى آن را پوشاندند و نخستين كسى كه پارچهء ديبا بر آن پوشانيد حجاج بن يوسف بود .
هامش
[ ( 1 ) ] مقصود باب بنى شيبة بوده كه در پشت مقام واقع بود و اخيرا آن را خراب كردهاند و برخى گفتهاند : مقصود درى بوده كه به طرف صفا باز ميشد .
[ ( 2 ) ] بسيرة ابن هشام ج 1 : 198 مراجعه شود .