تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
( 1 ) كعبه در آن قسمت بود بفرزندان عبد مناف و بنى زهرة واگذار شد ، ما بين ركن اسود و ركن يمانى را ببنى مخزوم و قبائل ديگرى كه بدانها منضم شدند واگذاردند بناى قسمت پشت ديوار كعبه را بنى جمح و بنى سهم بن عمرو به عهده گرفتند ، و آن قسمت كه حجر الاسود در آن قرار داشت و آن را حطيم مينامند بفرزندان عبد الدار و بنى اسد بن عبد العزى ، و بنى عدى بن كعب ، واگذار گرديد . مجددا هنگامى كه خواستند كلنگ به ديوار كعبه بزنند ترس و وحشت آنان را فرا گرفت ، وليد بن مغيرة پيش آمده گفت : نخست من اقدام به اين كار ميكنم سپس كلنگ را بدست گرفته گفت : بار پروردگارا تو ميدانى كه ما از دين تو بيرون نرفته و منظورى جز انجام كارى خير و نيك نداريم ، آنگاه كلنگ خود را فرود آورده و قسمتى از ناحيهء دو ركن را خراب كرد ، آن روز نيز مردم دست به كار خرابى نشدند و گفتند : ما امشب را صبر ميكنيم اگر بلائى براى وليد نازل نشد معلوم خواهد شد كه خداوند به كار ما راضى است و اگر وليد ببليه‌اى دچار شد دست بدان نخواهيم زد و آن قسمت را هم كه وليد خراب كرده تعمير خواهيم كرد . چون روز ديگر شد وليد بسر كار خويش آمد و شروع به خرابى كرد مردم نيز كه چنان ديدند با او دست به كار خرابى شدند و هم چنان تا اساس خانه كه بدست حضرت ابراهيم عليه السلام پايه گذارى شده بود كندند ، در آنجا به سنگ سبز رنگى بر خوردند كه مانند استخوانهاى مهرهء كمر درهم فرو رفته و محكم شده بود . مردى از قريش ديلم آهنى خود را كه در دست داشت بما بين يكى از آن سنگها فرو برد كه آن را از جا بركند ، چون آن سنگ را از جاى خود حركت داد تمام شهر مكه بلرزيد ، پس از خرابى آن قسمت دست كشيده و از همانجا شروع بساختمان كردند . و گويند : قريش در زير ركن نوشتهء يافتند كه بسريانى كلماتى در آن بود و آنها نتوانستند آن كلمات را بخوانند پس مردى از يهود كلمات مزبور را بشرح زير ترجمه كرد : « منم خداى صاحب مكة ، روزى كه آسمانها و زمين را آفريدم و خورشيد
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 125 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى