( 1 )
افتخار آن حضرت باينكه در قبيلهء بنى سعد بزرگ شده :
و نيز ابن اسحاق روايت كرده كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : « من فصيحترين شما هستم ، زيرا من در نسب قرشى هستم ، و در ميان طائفهء بنى سعد بن بكر نيز دوران شيرخوارگى و طفوليت را گذراندهام » [ ( 1 ) ]
داستان گم شدن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله :
گويند : هنگامى كه حليمهء سعديه آن حضرت را به مكه آورد تا بآمنة بسپارد در ميان مردم شهر مكه او را گم كرد ، و هر چه اين طرف و آن طرف جستجو كرد آن جناب را نيافت ، بنزد عبد المطلب آمده جريان را به او اطلاع داد ، عبد المطلب از جا برخاسته بكنار خانهء كعبه آمد و براى پيدا شدن محمّد صلى اللّه عليه و آله بدرگاه خداى تعالى بتضرع و دعا پرداخت ، در اين حال ورقة بن نوفل و مرد ديگرى از قريش كه آن حضرت را پيدا كرده بودند بنزد عبد المطلب آورده گفتند : ما اين فرزند تو را كه در بالاى شهر مكه گم شده بود بنزدت آورديم ، عبد المطلب او را بر دوش خود سوار كرده بدور خانهء كعبه گرداند و حفظ و حراست او را از خداى بزرگ درخواست كرده و دربارهاش دعا كرد آنگاه او را بنزد مادرش آمنة آورد .
و برخى گفتهاند : سبب اينكه حليمه سعديه آن حضرت را بنزد مادرش آمنة باز گرداند اين بود كه بآمنة گفت : هنگامى كه من براى بار دوم او را بسوى چادرهاى خود مىبردم در راه چند تن از نصاراى حبشه او را ديدند و از وضع او سؤال كرده از نزديك اندام او را بررسى كردند سپس به من گفتند : ما او را از دست تو ربوده و به شهر و ديار خود خواهيم برد ، چون ما ميدانيم كه اين كودك آيندهء مهمى در پيش دارد ، و از آن روز كه حليمه اين سخن را شنيد مراقب آن حضرت بود و او را از حبشيان پنهان ميداشت .
هامش
[ ( 1 ) ] در ميان قبائل شهرنشين قريش ، و در ميان اعراب باديه قبيلهء بنى سعد بشجاعت و فصاحت معروف بودهاند .