( 1 ) آرى من دعاى پدرم ابراهيم و مژدهء برادرم عيسى هستم [ ( 1 ) ] ، در هنگامى كه مادرم به من حامله بود نورى از او خارج شد كه قصرهاى شام را در آن ديد ، دوران شيرخوارگى را در ميان قبيلهء بنى سعد گذراندم ، و پس از آن روزى با يكى از برادران رضاعى خود در پشت خانه بزغاله ميچرانديم كه ناگاه من ديدم دو مرد سفيد پوش بنزد من آمده و طشتى طلائى مملو از برف در دست دارند آنگاه مرا گرفته شكمم را شكافتند و قلبم را بيرون آورده آن را نيز بشكافتند و لختهء سياهى كه در آن بود بيرون آورده بينداختند سپس قلبم را شستشو داده و پاك كردند ، آنگاه يكى از آنها به ديگرى گفت : او را با ده نفر از امتش موازنه كن ، و چون موازنه كردند من افزون شدم ، گفت : با صد نفر از امتش موازنه كن ، و چون موازنه كردند باز هم من افزون شدم ، گفت : با هزار كس از آنها موازنه كن ، بر آنها هم افزون شدم گفت : او را واگذار كه به خدا اگر با تمامى امتش نيز موازنه كنى بر تمامى آنها فزون آيد .
گوسفندچرانى پيمبران الهى :
و نيز ابن اسحاق روايت كرده كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : هيچ پيغمبرى نبوده جز آنكه در ابتداء گوسفندچرانى كرده است ، به آن حضرت عرض كردند :
شما نيز ؟ فرمود : آرى من نيز .
هامش
[ ( 1 ) ] چنانچه ابن اثير و ديگران در معناى اين حديث گفتهاند :
مقصود از دعاى ابراهيم عليه السلام دعائى است در قرآن از او حكايت شده كه گفت : « بار پروردگارا برانگيز در ايشان پيغمبرى از آنها كه تلاوت كند بر ايشان آيتهاى ترا . . . »
( سورهء بقرة آيه 129 ) و مقصود از بشارت عيسى عليه السلام نيز آنست كه در جاى ديگر از آن حضرت حكايت كند كه بنى اسرائيل فرمود : « اى بنى اسرائيل من فرستاده خداوند بسوى شما هستم و تصديق كننده توراة هستم ، و مژده دهندهام به پيامبرى كه پس از من بيايد و نام او احمد است » . ( سورهء صف آيهء 6 )