( 1 ) را بنزد مادرش آمنه باز گرداند و بجستجوى دايهء براى شير دادن او برآمد .
حليمه سعديه و نسب او و شوهرش :
پس زنى را بنام حليمه دختر ابى ذويب كه از قبيله بنى سعد بن بكر بود براى او اجير كردند . ( و ابو ذويب كنيهء عبد اللّه بن حارث بن شجنة . . . است كه نسب بقيس بن عيلان رساند ) [ ( 1 ) ] و شوهر حليمه : حارث بن عبد العزى بن رفاعة . . .
بود ( كه نسب ببكر بن هوازن رساند ) [ ( 2 ) ] و برادر رضاعى آن حضرت : عبد اللّه نام داشت و خواهرانش انيسه ، و حذافة نام داشتند و حذافة بشيماء معروف بود ، و اين هر سه فرزندان حليمهء سعديه بودند .
و گويند : در مدتى كه آن حضرت در ميان قبيله بنى سعد بود شيماء بكمك مادرش حليمه از آن حضرت نگهدارى ميكرد .
داستانى كه حليمه درباره آن حضرت نقل كند :
عبد اللّه بن جعفر از حليمة سعدية نقل كند كه گفت : سالى كه ما دچار قحطى و خشكسالى شده بوديم بهمراه شوهر و كودك شير خوارى كه داشتم با زنان بنى سعد به شهر مكه رفتيم تا هر كدام كودكى از قريش گرفته براى شير دادن و بزرگ كردن آنان را بميان قبيله آوريم [ ( 3 ) ] ، مركب ما الاغ خاكسترى رنگى بود و شتر پيرى نيز بهمراه داشتيم كه به خدا قسم قطرهء شير نداشت .
هامش
[ ( 1 ، 2 ) ] سيرة 160 - 161 .
[ ( 3 ) ] براى اين عمل قريش و اشراف عرب كه بچهاى نوزاد خود را براى شير دادن و بزرگ كردن بزنان قبايل باديهنشين مىسپردند علل و جهاتى ذكر كردهاند كه از آن جمله است :
1 - هواى آزاد و محيط بىسر و صداى صحرا موجب محكم شدن استخوان و رشد و تربيت سالم جسم و جان بچه ميشد و افرادى كه در آن هواى آزاد تربيت ميشدند روحشان نيز همانند هواى آزاد بيابان پرورش مىيافت .
2 - زنانى كه بچهاى خود را بصحرا و زنان باديهنشين مىسپردند فرصت بهتر و بيشترى براى شوهردارى و جلب خاطر او پيدا ميكردند و جلب رضايت شوهر در زندگى داخلى و محيط خانه آنان بسيار مؤثر بود .