تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
( 1 ) من آريد ، پسران عبد المطلب دستور او را انجام داده هر كدام با تيرى كه نام خود را بر آن نوشته بودند بنزد عبد المطلب آمدند ، عبد المطلب آنان را با خود برداشته بدرون خانه كعبه در همانجا كه بت هبل قرار داشت آمد ، و هبل در بالاى چاهى در خانهء كعبه قرار داشت كه در آن چاه هداياى كعبه را ميريختند . و رسم عرب در زدن قرعه چنان بود كه بنزد هبل ميآمدند و در آنجا هفت تير بود كه بهر كدام چيزى نوشته بود بيكى نوشته بود : « ديه » ( خونبها ) كه هر گاه در خونبهاى كشته‌اى اختلاف ميكردند بدرون خانهء كعبه ميآمدند و بنام هر كس تير « ديه » بيرون ميآمد ، ديهء آن كشته را از او مطالبه ميكردند . و بر يكى ديگر از تيرها نوشته بودند : « آرى » و بر ديگرى نوشته بودند « نه » كه هر گاه ميخواستند كارى انجام دهند آن دو را بهم ميزدند و سپس يكى را بيرون ميآوردند اگر « آرى » بيرون ميآمد آن كار را انجام ميدادند و اگر « نه » خارج ميشد از انجام آن خوددارى ميكردند . و در سه تير ديگر به ترتيب نوشته بودند : « از شما است » ، « از ديگران است » ، « چسبيده است » كه هر گاه در نسب كسى ترديد ميكردند تيرهاى مزبور را بهم زده و يكى را بيرون ميآوردند ، اگر تير اولى بيرون ميآمد او را بدون ترديد به خود منسوب ساخته و از خود ميدانستند ، و اگر دومى بيرون ميآمد او را بيگانه و حليف خود ميشمردند ، و اگر سومى بيرون ميآمد نه نسب با آنها داشت و نه حليف آنان بود . و بر يكى از تيرها هم لفظ « آبها » نوشته بودند كه هر گاه ميخواستند چاهى حفر كنند تيرها را بر هم ميزدند و چنانچه آن تير خارج ميشد چاه را حفر ميكردند . و رسم آنها اين بود كه هنگامى كه براى ازدواج ، يا ختنهء فرزندان ، يا دفن اموات در جائى ، و يا ترديد در نسب كسى و يا غير اينها ميخواستند بوسيلهء آن تيرها قرعه بزنند شخص مورد نظر را با يك شتر و صد درهم پول بنزد هبل ميبردند . و آن