او داشته و آن را در تلاش خود در دستيابى به قدرت به كار بردند ، بازتاب اين مسأله است و در قيامهاى زيديه و اسماعيليه كه بين سالهاى 196 - 145 / 908 - 762 رخ داد و با تشكيل حكومت اسماعيلى و نصب امامى با عنوان مهدى خاتمه يافت مىتوان ديد .
در عين حال ، اماميه ادعاى هر علوى كه خود را قائم مهدى موعود از سوى پيامبر ( ص ) بداند تكذيب كردند ، ولى با بعضى از قيامهاى علويان كه به ايشان وفادار بودند همدردى نشان مىدادند . همين مطلب ما را به اين نكته رهنمون مىسازد كه ائمه ( س ) دو روش را براى وصول به اهداف حقه خود طرحريزى كرده بودند . نخست فعاليتهاى علمى ، فرهنگى و مذهبى كه با اشاعهء آن در ميان مردم بدون آنكه خود را به ظاهر درگير مسائل سياسى كنند همت گماشتند . دوم ، بعضى از قيامهاى شيعيان كه وفادار به خود بودند را در پنهانى مورد حمايت قرار دادند ، بدان اميد كه بتوانند قدرت را بدست آورده و پس از موفقيت به ايشان واگذار كنند .
فعاليتهاى نظامى گروههاى مختلف شيعه عباسيان را متحير ساخته بود و آنها را به اين اعتقاد وامىداشت كه امامان شيعه پشت سر آنها قرار دارند ، با حد اقل نتيجه فعاليتهاى فكرى ، عقيدتى و فرهنگى ايشان به عمليات نظامى مىانجامد .
بنابراين مقامات حكومت عباسى از سالهاى 207 / 817 به بعد ائمه را به اقامت اجبارى در پايتخت و تحت نظر گرفتن ايشان وادار كردند . اين سياست بر امام رضا ( ع ) ، امام جواد ( ع ) ، امام هادى ( ع ) و امام عسكرى ( ع ) تحميل شد و آنان را به گسترش سازمان مخفى وكالت وادار ساخت تا تحت چنين شرايط دشوارى نيز كارآيى داشته باشد . در همين حال وجود چنين وضعيت بحرانى امام يازدهم حضرت عسكرى ( ع ) را ناچار نمود تا شيوهاى اتخاذ كند كه بوسيله آن بتواند از مراقبت شديد عباسيان بر پسرش كه بعدا امام دوازدهم مىشود جلوگيرى به عمل آورد ، بگونهاى كه او را قادر سازد تا هويت خود را پوشيده دارد و فعاليتهاى خود را دور از تير رس ديد حكام عباسى و بازرسى دقيق آنها ، انجام دهد .
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٨٩