تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
در قيام يحيى بن عمر در سال 250 / 864 رخ داد . در نتيجه ، بعضى از شيعيان بويژه جاروديه ، معتقد شدند كه رهبر قيام ، يحيى بن عمر ، خود قائم مهدى ( ( 51 ) ) بوده است .

4 - 3 . امام دوازدهم در احاديث اماميه

وجه امتياز محدثين اماميه از سنيان و زيديان در اين موضوع قرار دارد كه اماميه مدعى هستند امام دوازدهم كه به وجودش در احاديث عامه و زيديه تصريح و تأكيد شده در واقع « محمد » فرزند امام يازدهم حسن عسكرى ( ع ) بوده و او قائم مهدى است . علاوه بر آن ، اماميه به تفصيل پيرامون غيبت ، نقش سياسى ، علائم ظهور و شرايط سياسى و اجتماعى كه راه را براى ظهور آن حضرت هموار مىكند سخن گفته‌اند .

1 - 4 - 3 . احاديث مربوط به امام دوازدهم

احاديث نبوى مربوط به دوازده امام كه توسط محدثين سنى و زيدى روايت شده نيز بوسيله اماميه هم نقل شده است ( ( 52 ) ) . آنان احاديث نبوى را در مورد دوازده امام به كار مىبرند و احاديث امامان خود را بر آن مىافزايند كه بوضوح نشان مىدهد جانشين امام يازدهم قائم است . احاديث منسوب به پيامبر ( ص ) آشكارا نمىگويد كه قائم جانشين امام حسن عسكرى ( ع ) است « * » ، درحالىكه گفتار ائمه ( س ) بر اين مهم دلالت دارد . قديمترين مأخذ حديث نبوى در مورد امام دوازدهم كه محدثين اماميه ثبت كرده‌اند به اسناد سليم بن قيس هلالى بر مىگردد . وى صحابى پنج امام ، امام على ( ع ) ، امام حسن ( ع ) ، امام حسين ( ع ) ، امام على بن حسين ( ع ) و امام محمد باقر ( ع ) بوده و
هامش
* . لازم به تذكر است مجموع رواياتى كه از ائمه ( س ) قبل از امام صادق ( ع ) نقل شده‌اند با صراحت بيان مىكنند كه اولا قائم همان مهدى است كه زمين را از ظلم و جور پر مىكند و ثانيا او آخرين حلقه از معصومين ( س ) است ثالثا فرزند امام حسن عسكرى ( ع ) ( امام يازدهم ) است رابعا خروج او بعد از دو غيبت ( يكى كوتاه و ديگرى طولانى ) مىباشد خامسا « قائم مهدى » به مفهوم نجات‌بخش نهايى آن فقط در مورد آخرين امام صادق ( ع ) بوده و به كار رفته است . خوانندگان محترم براى مزيد اطلاع مىتوانند به باب 4 و 5 كتاب منتخب الأثر فى الامام - الثانى عشر ( ع ) ، از لطف اللّه صافى گلپايگانى تحت عنوان « الائمة اثنا عشر اولهم على و آخرهم - المهدى ( ع ) » و « الائمة اثنا عشر و آخرهم المهدى ( ع ) » و نيز كافى ، ج 1 ، ص 532 ، ح 9 و ص 534 ، ح 18 و حديث لوح جابر ، ص 529 ، ح 5 و ساير مجامع روايى مراجعه فرمائيد .