الانصاف ابن قبه مىباشد . البته اين اثر از بين رفته است . با وجود اين ، چنان كه نقل - قولهاى مضبوط او در كتاب المغنى ( ( 18 ) ) نوشته قاضى عبد الجبار ( متوفى 415 / 1024 ) نشان مىدهد به نظر مىرسد بلخى در رابطه با اطلاعات مربوط به تقسيمات اماميه ، بعد از سال 260 / 874 بر اطلاعات حسن بن نوبختى ( متوفى 310 / 922 ) تكيه كرده باشد .
او همچون اشعرى ( متوفى 324 / 935 ) درباره امامت بر اطلاعات بلخى تكيه دارد . در حقيقت ، تغيير كيش اشعرى به گروه اهل حديث ، و بعد تسنن موجب شد كه كتب او مآخذ اصلى نويسندگان بعدى سنى همچون بغدادى ( متوفى 429 / 1037 ) در كتابش به نام الفرق بين الفرق ( ( 19 ) ) ، ابن حزم ( متوفى 456 / 1063 ) در اثرش موسوم به الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ، و پس از آن شهرستانى ( متوفى 548 / 1153 ) در كتاب الملل و النحل ( ( 20 ) ) شود . با وجود اين ، اطلاعات موجود در آثار بعدى مربوط به اختلافات اماميه پس از رحلت امام عسكرى ( ع ) از اثر بلخى و نوبختى خارج شده است و در مورد وثوق و اعتماد به آن بايستى دقيق بود .
2 - 2 . كتب رجال
در ميان مآخذ اصلى اين تحقيق كتب رجال قرار دارد ، كه از زندگينامه علمى راويان و گردآورندگان احاديث با تعيين درجه و ميزان وثوق هر يك و تشخيص اعتبار آنها از گرايشهاى اعتقادى و سياسى بحث مىكند .
اماميه چهار كتاب رجال مربوط به محدوده مطالعه حاضر را در قرون 5 - 4 / 11 - 10 گردآورى كردهاند .
1 . نخستين كتاب معرفة الناقلين عن الائمة الصادقين مىباشد كه محمد بن عمر - كشى آن را جمعآورى كرده است . وى اهل كش بود كه نزديك سمرقند قرار دارد .
در آنجا تحت تعليم و تربيت عالم اماميه محمد بن مسعود سمرقندى قرار گرفت و سراسر زندگى خود را در آن شهر سپرى نمود . بنا به گفته طوسى ، وى در سال 368 / 978 در گذشت ( ( 21 ) ) . كشى اطلاعات خود را از پنجاه و سه نفر راوى نقل كرده ، ولى مأخذ اصلى او على بن محمد بن قتيبهء نيشابورى است ( ( 22 ) ) ، كه معاصر با غيبت صغرى بوده و رابطه نزديكى با وكلاى امام دوازدهم در خراسان داشته است . ابن قتيبه اطلاعات