تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ائمه ( س ) اميدوار بودند تا پيروان خود را به تعمق در امور مذهبى تشويق كنند تا جاده را براى انجام امور سياسى در زمان مناسب هموار نمايند . در همان حال در نهان پيروان مؤمن خود را تشجيع مىكردند كه راهى جز قيام عليه حاكمان ستم پيشه و ظالم ندارند « 1 » . از نتايج اين سياستها تأسيس سازمان وكالت در دوران امامت حضرت صادق ( ع ) بود كه به صورت ابزارى براى سرپرستى فعاليتهاى اماميه به كار مىرفت و آنان را به هدف غايى امامان ، يعنى تأسيس حكومت حقه اسلامى كه كاملا بر اساس شريعت اسلامى استوار باشد هدايت مىكرد . شريعتى كه توسط پيامبر و خاندانش تفسير و عمل مىشده است . 2 . مقامات دولت عباسى از خطر ناشى از شيعيان و بويژه اماميه آگاه بودند . بنابراين كوشيدند تا توجه مردم را از حقوق اهل بيت منحرف كنند ، بدين ترتيب احاديثى از قول پيامبر ( ص ) جعل كردند كه حاكى از آن بود كه امام بعد از پيامبر عباس است نه امام على ( ع ) . در همان حال ، آنان براى انشعاب در ميان شيعيان مشغول به كار شدند . بدين منظور افرادى از جريريه را به مقامات حساسى منصوب كردند تا سازمان اماميه را مورد وارسى و تحقيق قرار دهند و عليه آنان تبليغات كنند . پس از شكست اين سياست ، عباسيان از زمان مأمون نقشه جديدى طرح كردند تا فعاليتهاى شيعيان را نابود سازند . بخشى از اين نقشه آن بود كه پاى امامان را به دربار بكشانند تا بدين وسيله بتوانند هر حركتى از آنان را تحت نظر داشته باشند . اين نكته را در سياست مأمون مىتوان ديد . وى امام رضا ( ع ) را از مدينه به مرو آورد و او را ظاهرا به وليعهدى خود منصوب نمود و وى را تحت نظر قرار داد . مأمون سياست مشابهى را در قبال امام نهم ، حضرت جواد ( ع ) پيش گرفت . پس از آن خلفاى عباسى سياست مأمون را در نگرش خود نسبت به امام دهم ، حضرت هادى ( ع ) ، و پسرش حضرت عسكرى ( ع ) ادامه دادند . اين دو امام تقريبا در تمام دوران زندگى خود در سامرا تحت نظر قرار داشتند . از اينرو براى ائمه ( س ) بسيار مشكل بود كه با پيروان خويش روابط عادى برقرار كنند ، جز نزديكترين دستياران
هامش
( 1 ) . اين طرز بينش كاملا با عقايد شيعى سازگار نيست ، چرا كه با وجود احاديث و روايات مشكل بتوان با چنين صراحتى مطلب فوق را بيان كرد - ن .