مهم باشد : اول ، با وقوع غيبت كبرى ، اكثر قيامهاى شيعى بويژه از نوع زيدى و امامى به تدريج محو شد . دوم ، آنگاه كه ائمه ( س ) آشكارا در ميان پيروان خود زندگى مىكردند ، پيوسته از فشارهاى حكومت در رنج بوده و حكومتها نيز نسبت به انگيزههاى آنان مشكوك و بد بين و ناخشنود بودند . اما پس از غيبت كبرى اين فشارها تا حدودى كاهش يافت ، و فقهاء اماميه فعاليتهاى خود را بدون مواجه با شرايط دشوارى كه اسلافشان با آن روبرو بودند ادامه دادند . اين نكته انسان را به نظريهاى رهنمون مىسازد كه امامان در سراسر زندگى خود مىكوشيدند تا حق خود را براى رهبرى جامعهء اسلامى ، با ابزار صحيح و مشروع ، بدست آورند . اين وظيفه با شروع غيبت كبرى به اماميه محول شد تا تحت رهبرى فقها بدان همت گمارند ، وضعيتى كه تاكنون هم ادامه دارد .
بعبارت ديگر ، تا آن زمان كه مسلمانان آماده چنين دگرگونى سياسى و قيام امام غائب نباشند ، انتظار مهدى ( ع ) دور خواهد بود . در طول اين غيبت وظيفه پيروان حضرتش بويژه فقها آن است كه جامعه را براى چنين تحولى آماده كنند .
آنان بايد بكوشند تا خود را مسلمان واقعى و متعهد بسازند و شريعت نبوى را به مفهوم واقعى آن در زندگى روزمره و در همه شئون اجتماعى به كار بندند . بر فقهاست كه مسلمين را متقاعد سازند كه رهبر حقيقى آنان امام غائب مهدى منتظر است كه از جانب خدا تعيين شده و عنوان مهدى را يافته است زيرا خداوند او را هدايت كرده و او نيز انسانها را به دگرگونى سياسى و اجتماعى و معنوى جامعه هدايت خواهد كرد .
پيش از ظهور مجدد امام غائب ، فقها مىتوانند مسئوليت سياسى را در نشر وظايف فوق و اجراى قوانين شريعت داشته باشند .
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٢٤٢