تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
پنجم ، توقيع ، بر وجود دو علامت غير قابل اجتناب كه بر ظهور امام مقدم مىشود دلالت دارد . يكى قيام سفيانى ، كه بنا بر احاديث سابق در سوريه قيام خواهد كرد و بر آن استيلا مىيابد ، و دوم صيحهء آسمانى به نام امام دوازدهم ( ع ) ( ( 20 ) ) . راجكوسكى « 1 » پس از نقل توقيع چنين مىنويسد : . . . اين سند دليل روشنى است كه رهبران شيعهء قطعيه ، اميد خود را به ظهور سريع مهدى از دست دادند و فكر مىكردند كه زمان ظهور هنوز هم ممكن است بسيار دور باشد ، به نحوى كه ديگر امكان ارتباط مستقيم بين سفيران متوالى و صاحب الزمان وجود ندارد . بهتر بود شيعيان بدون واسطه‌اى رسمى رها شوند ، و تنها به حفاظت و الهام از مهدى نامرئى تكيه كنند ( ( 21 ) ) . به نظر مىرسد راجكوسكى معتقد باشد كه امام يازدهم بدون وارث دنيا را ترك كرده و رهبران اماميه عقيدهء غيبت را از خود ابداع نموده و ادعا كرده‌اند كه سفيران با جانشين امام عسكرى تماس مستقيم داشته‌اند . شايد راجكوسكى از جهاد الحسنى كه ديدگاههاى مشابهى درباره نقش سفير چهارم دارد ، الهام گرفته است . او مىگويد : . . . چهار سفير شيعهء اماميه با تجديد ادعاى وكالت امام دوازدهم ( امام غائب ) ظاهرا توانستند خود را در موقعيت رهبرى قرار دهند ( ( 22 ) ) . اگر حجت قاطعى بر وجود جانشين امام عسكرى ( ع ) وجود نداشت يا احاديثى كه در محافل اماميه قبل از سال 260 / 874 نشر يافته بود بر اين موضوع كه مجموعه ائمه ( س ) به امام دوازدهم كه قائم خواهد بود ختم مىشود ، دلالت نمىكرد نظريه اين دو نويسنده ممكن بود درست جلوه كند ( ( 23 ) ) . ولى ، اين نكته محرز شده است كه امام يازدهم پسرش را به حدود چهل نفر از هواداران خود نشان داده بود كه در ميان آنها دو وكيل اول و دوم ، عثمان بن سعيد و محمد بن عثمان قرار داشتند ( ( 24 ) ) . بعلاوه همين دليل ، قويا بيانگر آن است كه امام يازدهم در سال
هامش
( 1 )RajKoWski
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 213 | جاسم محمد حسين / سيد محمدتقى آيت اللهى