نفاق بوده است ( ( 10 ) ) .
على رغم آنكه وكلاى برجسته سازمان علت طرد ابن هلال را مىدانستند لكن بعضى از راويان اماميه در عراق كه جزء وكلا نبودند از تكفير اين عارف متقى در حيرت فرو رفته و صدور چنين رأيى را رد كردند . در حقيقت ، ممكن است حمايت چشمگير از ابن هلال توسط راويان عراقى كه از جدال بين ابو جعفر و وى درباره سفارت بىخبر بودند ، صورت گرفته باشد . اينان از قاسم بن على ( وكيل ) تقاضا كردند كه درباره اصالت صدور رأى عليه ابن هلال كتبا از طريق سفير دوم از امام استعلام شود . امام در پاسخ فرمود :
« ابن هلال گناهكارى اصلاحناپذير است و خداوند گناهان او را نخواهد آمرزيد . وى همچون شخصى خود سر و مستكبر رفتار كرده و بعلاوه وجوهات امام را براى خود نگه داشته و از اجراى فرامين ما سرباززده است ، جز آنهايى را كه به مذاق وى خوش آمده باشد . در عين حال ، ما خونسردى خود را حفظ كرديم تا خداوند متعال دعايمان را مستجاب فرمود و جان او را گرفت .
در رابطه با او ، در زمان حياتش به عده قليلى از دستياران نزديكمان ( موالى ) آگاهى بخشيديم و به آنها سفارش كرديم تا آن را به پيروان صميمى امان نيز ارائه دهند . . . ديگر هيچ عذرى براى هيچيك وجود ندارد تا در بيانات افراد مورد وثوق ما شك كنند ، زيرا اين بيانات را به آنها ارائه مىدهيم » ( ( 11 ) ) .
اين مدرك بوضوح نشان مىدهد كه ابن هلال مرده بوده ، لكن على رغم انتقاد شديد امام از او ، سفير دوم قادر نبوده تا بطور كامل خطرى كه موقعيت وى را برهم مىزده از بين ببرد . كشى خبرى را مىآورد كه گروهى از مردم به ابن هلال وفادار ماندند و در اصالت رأى فوق شك مىكردند ( ( 12 ) ) . در حقيقت ، وفادارى اين گروه به ابن هلال عمدتا از اعتقاد روحانى و درونى منشعب نمىشده ، بلكه ناشى از رياكاريهاى عرفانى او بوده است . به اعتقاد اماميه ، عبادت خداوند بدون معرفت و اطاعت امامان بىارزش است ( ( 13 ) ) . بنابراين ، عبادات و اعمال عرفانى ابن هلال نيز
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٦٤