دريافت مىكردند به دستشان مىرسيد ( ( 60 ) ) . شيخ صدوق اسامى سيزده وكيل و چهل و شش نفر از عامه اماميه را از شهرستانهاى مختلف ذكر مىكند كه دعوى رؤيت امام دوازدهم را هم در زمان نخستين سفير و هم پس از آن داشتهاند ( ( 61 ) ) .
از اين روايات روشن مىشود كه روايت ذهبى بر مبناى اعتقاد عمومى و نه اصول متقن تاريخى بنا نهاده شده است . بنابراين معقول به نظر نمىرسد اعتبارى براى ادعاهاى او در رابطه با غيبت و رحلت امام دوازدهم قائل شويم .
5 . جبهه مخالف نخستين سفير
چنان كه ذكر شد غيبت امام با بسط تدريجى نقش سفيران همراه بود . در عين حال براى مدعيان جانشينى امام ( سفارت يا نيابت ) موقعيت فعاليت را در ميان اماميه به بهاى نمايندهء حقيقى امام آسان ساخت . همچنانكه ملاحظه كرديم ، اين مطلب عمدتا در طول غيبت صغرى از ناحيه غلات صورت مىگرفت . غالى بودن آنها از چند امر آشكار بود :
نخست آنكه ، اين مدعيان سفارت معتقد به حلول بودند ( ( 62 ) ) . اكثر آنان از زمان حسن شريعى تا زمان شلمغانى ابتدا ادعا مىكردند كه وكيل امام هستند .
آنگاه چون امام آنها را تكفير كرد مردم را بسوى خود دعوت كردند . غاليان حتى قبل از غيبت امام دوازدهم با اختلاف جزئى مدعى نمايندگى امام بودند . اين مدعيان ابتدا اعلام مىكردند باب امامند و آنگاه مدعى نبوت مىشدند . كشى اسامى بسيارى از اين غلات را كه چنين ادعاهايى داشتهاند ذكر مىكند ، همچون محمد بن فرات ، قاسم يقطينى و على بن حسكه ( ( 63 ) ) .
امر ديگرى كه دال بر غالى بودن مدعيان بود ، وجود روابط مشخص بين غلاتى كه در زمان امامين نهم و دهم فعال بودهاند و مدعيانى كه در زمان غيبت صغرى مىزيستهاند مىباشد . به روايت كشى ، على بن حسكه معلم محمد بن موسى شريعى ، قاسم يقطينى و حسن بن محمد بن بابا بوده است ( ( 64 ) ) . شخص اخير از پيروان نزديك محمد بن نصير بود كه گرايش غلات را در زمان امام يازدهم رهبرى مىكرد و آنگاه مدعى وكالت امام دوازدهم شد ( ( 65 ) ) .