چنانچه بدقت شرايط محيط بر حسن بن نضر را تا زمان مرگ او مطالعه كنيم مىتوان حدس زد كه وكلا اين امور را چنان ترتيب داده بودند كه شك و ترديد از دل او زدوده شود . احتمالا اين امر را به اين دليل انجام داده بودند كه حسن بن - نضر در ميان شيعيان و اماميهء قم شخصى ممتاز بود ( ( 51 ) ) ، و شك و ترديد او مىتوانست بر پيروان اين ناحيه تأثير سوء بگذارد . بنابراين شايد وكلاى قم ، سفير را در بغداد از ورود او مطلع ساخته بودند . از اقدام احمد بن اسحاق و ديگر وكلا كه البسه را به خانه حسن آوردند و بعد نامهاى نوشته و دستور دادند كالاها را به سامرا ببرد مىتوان به اين نكته پىبرد . نقل مىشود ، او در آنجا امام را ملاقات كرد و آن حضرت اعتبار وكلا را براى او تأييد نمودند ( ( 52 ) ) . از اين مثال و بسيارى ديگر از مثالها كه در اينجا ذكرى از آن بميان نيامده مىتوان به ابزارهاى مورد استفاده سفير براى رفع شك و ترديد و حيرت اماميه كه در اثر غيبت امامشان بوجود آمده بود پىبرد ، تا بدين ترتيب آنها را به اطاعت از سفير وادارد .
چنان كه پيش از اين هم ذكر شد سفير ، شيعيان را از پرسش درباره نام امام منع مىكرد . شايد سكوت توأم با وصيت امام عسكرى ( ع ) كه بموجب آن ما ترك خود را به مادرش بخشيد ، و او را وصى خود نمود ، بىآنكه نامى از جانشين خود بميان آورد ( ( 53 ) ) ، كارگزاران حكومت را معتقد ساخته باشد كه اماميه ديگر امامى ندارند و بنابراين ، هر فعاليتى از ناحيه ايشان بىاثر است .
در انجام چنين امرى ، سفير آزادى محدودى داشت تا با امام دوازدهم و پيروان او ارتباط داشته باشد . جملات زير كه منسوب به سفير است شارح اين موضوع مىباشد :
« خليفه چنين مىانديشد كه ابو محمد - امام عسكرى ( ع ) - عليه السلام ، بدون فرزند از دنيا رفته است . از اينرو ما ترك او تقسيم شد و به كسى اعطاء گرديد كه هيچ حقى نسبت به آن نداشت ، ولى او ( امام دوازدهم ) ساكت ماند . وكلاى او فعاليتهاى آن حضرت را بدون واهمه از توقف آن از تفتيش هدايت مىكنند . اگر نام ( امام ) مشخص شود ( ( اعضاء حكومت ) ) در جستجوى او ( جايگاه او ) بر مىآيند . بنابراين ، ترا
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٤٥