ايشان گفت ، ديگر قادر به رؤيت او نخواهند بود و دستور داد تا در طول غيبت امام دوازدهم از عثمان ، نمايندهء او ، اطاعت كنند ( ( 46 ) ) . بعلاوه ، عثمان در بيمارى آخر عمر امام يازدهم از آن حضرت پرستارى و مراقبت مىكرد . بنا به گفته شيخ طوسى وى مراسم مذهبى تدفين امام را انجام داد ، جسم مطهر او را غسل و كفن نمود و آن حضرت را به خاك سپرد . از نظر اماميه اينها علائم قاطعى است كه نشان مىدهد عثمان نمايندهء راستين ( سفير ) امام غائب بوده است ( ( 47 ) ) .
4 . دورهء نخستين سفير
نخستين سفير ، برجستگان اماميه ، از اعضاء سازمان وكالت را قانع كرد كه امام دوازدهم براى محفوظ ماندن از دست دشمنان در پردهء غيبت بسر مىبرد و آنها را متقاعد ساخت كه خود نماينده راستين آن حضرت مىباشد . به نظر مىرسد موقعيت ممتاز او و رهبرى سازمان در زمان امام دهم و يازدهم وكلا را به قبول دعوى وى و پيروى از دستوراتش واداشته باشد ، بدون آنكه او را مورد سؤال قرار دهند و معجزه يا حجتى از وى خواستار شوند ( ( 48 ) ) . در عين حال عموم اماميه كه نقشى در سازمان نداشتند از غيبت امام ( ع ) در حيرت شده بودند و چنان كه ذكر شد ( ( 49 ) ) نظرات مختلفى درباره جانشين امام دوازدهم ابراز مىكردند .
بسيارى از اماميه از پرداخت خمس به عثمان بن سعيد بدون آنكه با معجزه نشان دهد كه حقيقتا از جانب امام دوازدهم منصوب شده ، سربازمىزدند . اين موضوع را با نقل روايتى از كلينى منسوب به سعد اشعرى قمى شرح مىدهيم :
« حسن بن نضر ، ابو صدام و عدهاى ديگر پس از رحلت ابو محمد ( ع ) ( امام يازدهم ) درباره وكلا گفتگو مىكردند و تصميم گرفتند از امام فعلى جويا شوند . حسن بن نضر نزد ابو صدام آمد و به او گفت ، مىخواهم به حج روم . ابو صدام از وى خواست اين سفر را امسال به تعويق اندازد . حسن بن نضر به او گفت من از خوابى كه ديدهام بيمناكم بنابراين بايد بروم . وى احمد بن يعلى بن حماد را وصى خود كرد . احمد وجوهاتى را نذر امام كرده بود . چون از تصميم حسن