امام را براى هواداران مورد اعتماد حضرتش باثبات رساند . اين نكته را با ذكر خبرى از كلينى مىتوان تبيين كرد . روزى عبد اللّه بن جعفر حميرى از نخستين سفير پرسيد : آيا جانشين امام يازدهم را ديده است ؟ عثمان بن سعيد عمرى سفير امام تأييد كرد كه آن حضرت را رؤيت كرده است ، ولى افزود كه مردم از اينكه از نام او جويا شوند منع شدهاند ، زيرا اگر حكومت نام او را كشف كند يقينا مىكوشند تا آن حضرت را دستگير كنند ( ( 33 ) ) .
بدين ترتيب نخستين سفير دربار خليفه ، معتمد را به اين انديشه واداشت كه امام يازدهم بدون جانشين دنيا را ترك گفته است ( ( 34 ) ) . بنا به خبر كلينى به نظر مىرسد نتيجهاى كه عباسيان گرفتهاند ، اماميه را از تحقيرى كه در سراسر دوران امامان قبل از آن رنج مىبردند آزاد ساخته باشد ( ( 35 ) ) . كارگزاران امام دوازدهم فعاليتهاى خود را بدون واهمه از مقامات حكومتى انجام مىدادند ، زيرا عباسيان اطمينان يافته بودند كه امام دوازدهم وجود ندارد ، و از اينرو خود را در تحقيق دربارهء فعاليتهاى اماميه به زحمت نمىانداختند .
فعاليتهاى سفيران نيز اين هدف را دنبال مىكرد كه جماعت اماميه را از انشعابات بيشتر با اثبات امامت پسر امام عسكرى ( ع ) مصون دارد . به منظور وصول به اين هدف اينان آن دسته از گفتارهاى پيامبر و ائمه را كه دلالت دارد مجموعهء امامان به دوازده ختم مىشود كه او غيبت خواهد كرد را به كار مىگرفتند ( ( 36 ) ) .
سفيران چهارگانه وظيفهء ديگرى را به نام امام انجام مىدادند . اينان وجوهاتى كه اماميه پيش از اين به ائمه ( س ) مىپرداختند را جمعآورى كرده و دريافت مىداشتند . طبق مآخذ اماميه همهء اين سفيران در وصول وجوهات دست به اعجازهايى مىزدند تا پيروان و هواداران شيعى ، حقانيت ايشان را باور كنند .
به اعتقاد اماميه آن كس كه خود را بعنوان سفير معرفى مىكند و قادر به انجام معجزه نيست ، دربارهء امام دروغ گفته و از سازمان ( وكالت ) بيرون رانده مىشود ( ( 37 ) ) .
توقيعات منسوب به امام دوازدهم بيانگر اين نكته است كه وى سخنى در تبيين نگرش خود به وضعيت سياسى و اقتصادى عصر بيان نكرده ، و پيروان خود را به ورود در تلاش سياسى آشكار عليه رقبا ، يعنى عباسيان ، دستور نداده است .
در حقيقت ، نظر محمد صدر معقول به نظر مىرسد و مورد موافقت ما نيز هست كه
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٤٠