4 - اسقلابيوس 1
وى شاگرد هرمس مصرى بوده است ، و در سرزمين شامات 2 مسكن داشت ، جالينوس در كتاب خود كه در ترويج علم طب نوشته است مىگويد :
« خداوند بر اسقلابيوس وحى فرستاد كه : اى اسقلابيوس اگر تو را فرشتهء بنامم همانا بحقيقت نزديكتر است تا تو را انسان بخوانم »
و ابقراط در كتاب : « سوگند ، و پيماننامه » خود مىگويد : نام اسقلابيوس در زبان يونانى از كلمهء كه بمعنى : شكوه و روشنى است اشتقاق يافته ، و علم پزشكى اختصاص به اسقلابيوس دارد ، و هيچكس نمىتواند علم طب را فرا بگيرد ، و خويشتن را پزشك بخواند مگر اينكه خوى و رفتار او در : پاكى ، پرهيزگارى ، پاكدامنى همانند اسقلابيوس بوده باشد ، و نبايد علم طب را بمردمان ناكس ، بدانديشان و بدنهادان تعليم داد ، اطبا و عالمان به اين علم بايد مردمانى بزرگوار و خداشناس باشند ، كسى كه طبيب و عالم به اين علم مىباشد بايد پرهيزگار ، رحمدل باشد ، و همواره بخواهد كه بوسيلهء اين دانش بمردمان سود برساند .
و ابقراط در اين كتاب ( كتاب سوگند و پيماننامه ) مىگويد : « اسقلابيوس در ستونى از نور باسمان بالا رفت » .
و جالينوس در كتاب خود كه آن را براى اغلوقن 3 فيلسوف نگاشته است از ( ابقراط ) نقل مىكند كه او گفته است : « اى كاش مىتوانستم مانند اسقلابيوس باشم ؟ » .
و جالينوس در مقدمه كتاب خود موسوم به : « حيلة البرء » مىنويسد : بايد علم پزشكى در نزد عوام الناس ( تودهء مردمان ) چنان مقرون بحقيقت باشد ، همچنانكه طب آلهى را در هيكل ( پرستشگاه ) اسقلابيوس بحقيقت مىبينند . و اين هيكل ( پرستشگاه ) اسقلابيوس - بنا بر آنچه كه هروشيش صاحب القصص 4 روايت كرده - خانهء بوده در شهر روميه ( شهر رم ) و در آن خانه صورتى بود كه با مردم