شرح
منتخب صوان الحكمة - ورق 66 ، النزهة ورق 22 ، كتاب البدء و التاريخ - ج - 2 - ص 97 ، 147 ، مسالك الابصار - ج - 5 - مجلد - 2 ورق 278 ، كشف الظنون ج - 1 - ص - 26 - 25 ، الملل و النحل - 2 : 142 ، دائرة المعارف الاسلامية - مادهء : « ادريس » .
( 2 ) - استادنلينو در كتاب ، « علم الفلك » ص 142 مىگويد : هرمس نام دانشمند افسانهء مصرى بوده كه هرگز وجود نداشته است ، و در عصر اسلامى افسانههاى بسيارى دربارهء او گفته شده ، چنان كه برخى مىگويند هرمس همان اخنوخ مذكور در توراة مىباشد ، و گروهى او را ادريس پيامبر مىدانند ، و گروهى از اسلاميان سه تن هرمس قائل شدهاند ، و هرمس سوم را مؤلف بسيارى از كتب نجوم ، كيمياء و سحر و امثال آن مىدانند .
( 3 ) - در عيون : « اللهجد » و معنى آن دادگر مىباشد ، و در الاخبار : « ايهجل » ضبط - شده ، و در منتخب صوان الحكمه : « ابنجهذ » و معنى آن دادگر مىباشد ، و اين كلمهء را ليپرت در ضمن منصوصات كتاب الالوف ابى معشر كه آنها را از منابع متفرقه جمعآورى نموده و در مجلهءW Z K Mج - 9 ص 358 - 351 ترجمه كرده - ذكر كرده است . و در منصوصات كتاب مذكور شكل ديگرى ازين كلمه : « ايماجل » آمده ، و نيز شكل ديگرى ازين كلمه : « اللهجد »Lahgadآمده كه با علامت سؤال ( ؟ ) نوشته شده است .
ظاهرا منابعى كه در نصوص خود اين كلمه را آوردهاند ضبط صحيح آن را بدست نياورده به همان شكل محرف و مغلوط آن را ذكر كردهاند
به چند نسخه خطى از كتاب العيون و كتاب الاخبار مراجعه كردم تا ضبط صحيح اين كلمه را بدست آورم ديدم نسخههاى مخطوطه عينا با نسخههاى چاپى مطابقت دارد .
به نظر من ابن جلجل و صاحب منتخب صوان الحكمه كه شكل اين كلمه را : « ابنجهذ » نوشتهاند در ضبط آن خطا نكردهاند زيرا اصل اين كلمه در زبان پارسى : « ابنگهذ » مىباشد كه در عربى حرف گاف به جيم تبديل گرديده و اين نام يكى از پادشاهان باستانى كشور پارس مىباشد سلسله اين پادشاهان در تاريخ طبرى ( ج - 1 - ص 175 - 174 ) مذكور است . و در كتاب مروج الذهب مسعودى - ج - 1 ص 188 اين كلمه بتصحيف : « اسحد » نوشته شده است .
و اين شهرياران باستانى را پيشداديان مىخواندهاند ، و نخستين پادشاهى كه به پيشداد لقب يافت هوشنگ نوادهء جيومرت ( گيومرت ) مىباشد .
طبرى مىگويد : ( ج - 1 - ص 171 ) ، ويرا پيشداد گفتند و معنى پيشداد بپارسى : - ( نخستين شهريار دادگر ) است
و مقدسى در كتاب البدء و التاريخ مىگويد : ( 3 - 138 - 139 ) : « ثم ملك هوشنگ -