تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
تأليف كرده است ، و كتابى دارد ( يعنى انقيلاوس ) در « اسرار الحركات » وى اين كتاب را درباره كسانى كه ( نزديكى مىكنند ) و بيمارى مزمن دارند تأليف نموده است . همين سخن را قفطى با اندكى تحريف در ترجمهء احوال انقيلاوس روايت كرده است ، و همان تحريف كوچك و ساده معنى كلام را به كلى دگرگون ساخته است ، قفطى مىگويد : « و او ( انقيلاؤس ) از سخنان پراكندهء جالينوس سيزده مقاله در اسرار الحركات درباره كسى كه نزديكى مىكند و بيمارى مزمن دارد تأليف كرده است » دكتر مايرهوف 1 بر اين عبارت قفطى سخت اعتراض نموده و آن را غير مفهوم دانسته ، و احتمال داده است كه شايد نساخ در آن تصرفاتى كرده‌اند ، زيرا جالينوس كتابى بنام « اسرار الحركات » ندارد ، و در فهرست تأليفات وى كتابى بنام اسرار الحركات نوشته نشده است . وجود روايت صحيح و مستند اين مطلب در كتاب ابن جلجل هرگونه شك و ابهام را بر طرف ساخته و معلوم گرديده است كه : كتاب « اسرار الحركات » از تأليفات انقيلاوس مىباشد نه جالينوس . اين بود چند نمونه از حقايق و معلومات تاريخى كه ابن جلجل در روايت آنها منحصر بوده ، و ما بوسيلهء او بسرچشمهء اين‌گونه مسائل - كه در تاريخ علوم شايان توجه مىباشد - دست يافته‌ايم . بد نيست در اينجا چند نمونه از اشتباهات تاريخى مؤلف را نيز ياد كنيم : 1 - ابن جلجل در ترجمهء احوال حنين بن اسحاق مىگويد : وى بسرزمين پارس شتافت ، و در آنجا ملازمت خليل بن احمد نحوى را اختيار نموده ، و كتاب العين او را به بغداد آورد . اين سخن بيگمان اشتباه است ، زيرا خليل بن احمد در سال 170 ه . بدرود زندگانى گفته است ، و حنين بن اسحاق بيست و چهار سال پس از مرگ خليل يعنى در سال 194 ه . متولد گرديده است . 2 - مؤلف در ترجمهء احوال يعقوب بن اسحاق كندى مىگويد : وى اصلا از مردم شهر بصره بوده ، و پدربزرگش از طرف بنى هاشم ( دولت آل عباس ) حكومت بعضى نواحى را داشته است .
شرح
( 1 ) - التراث اليونانى - ترجمهء دكتر عبد الحميد بدوى ص 47