تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
يافت و خواست تا آن را از خزانه بيرون آورده و ميان مسلمانان انتشار دهد ، در اين كار دودل بود ، بدرگاه ايزد دانا روى آورد ، و استخاره و استشاره نمود ، سرانجام آن كتاب را در دست‌رس مسلمانان قرار داد تا از آن بهره‌مند گردند . ابن جلجل در پيرامون اين خبر مىگويد : اين داستان را در سال 359 ه در مسجد القرمونى اندلس از زبان ابو بكر محمد بن عمر بن عبد العزيز شنيده است . با آنكه ابن النديم در كتاب الفهرست مهم‌ترين معلومات را در تاريخ علوم و ترجمهء كتب درج نموده ، اين مطلب مهم را ياد نكرده است ، و در هيچ‌كدام از كتب تواريخ مذكور نيست ، مشرق‌زمينيها از اين مسئلهء تاريخى مهم بىاطلاع بودند ، تا اينكه اين خبر بوسيلهء ابن اصيبعه و قفطى و ابن العبرى در ميان مردم پخش گرديد ، و اين نويسندگان - چنان كه خود گفته‌اند - خبر اين داستان را از كتاب ابن جلجل گرفته و نقل كرده‌اند . دانشمندان معاصر اين داستان جالب را بعنوان يك سند زنده و با ارزش دربارهء اثبات قدمت و اصالت تاريخى ترجمه و نقل در جنبش فرهنگى اسلامى در آغاز فرمانروائى دولت بنى اميه - مورد توجه و بحث قرار داده‌اند ، و ديگر آنكه در اين داستان ما از وجود كتابخانه‌هاى مالامال از تأليفات اسلامى و كتابهائى كه از زبانهاى بيگانه در سايه دولت‌هاى اسلام در بامدادان جنبش فكرى اسلامى و پگاه به زبان عربى ترجمه گرديده بود آگاهى يافته‌ايم . از اين تاريخچهء كوتاه ريشهء اين داستان و درستى آن به خوبى آشكار مىگردد ، زيرا : ابن جلجل اين داستان را روى با روى از خود ابو بكر بن القوطية شنيده و او از پدر بزرگ خود عيسى بن مزاحم - مولى خليفه عمر بن عبد العزيز - روايت نموده ، و مىدانيم عمر بن عبد العزيز كسى است كه : كتاب نامبرده را از خزانه بيرون آورده انتشار داد ، ابن جلجل اين خبر را در كتاب خود نگاشت ، و در ادوار بعد ابن ابى اصيبعه ، ابن قفطى و ابن العبرى آن را در تأليفات خود آورده و بالصراحه روايت آن را بابن جلجل نسبت داده‌اند . و از آن پس اين قصه در خاور و باختر ميان مردم شيوع يافت . و در عصر حاضر دانشمندانى كه در تاريخ علوم كار مىكنند آن را مورد بحث قرار داده‌اند . 2 - در سخن از طبقهء پنجم از حكماى مدرسه اسكندريه مؤلف مىگويد : انقيلاوس اسكندرانى از فراهم آوردن سخنان مشهور جالينوس كتابى در سيزده مقاله