4 - در كتب مشهور رجال اندلس هرچه تفحص نمودم از اسامى رجال سند اين داستان اثرى نيافتم .
2 - ابن خلكان ( 2 : 103 ) در ترجمهء احوال ابو بكر محمد بن زكريا الرازى مطلبى از ابن جلجل نقل كرده كه عينا در اينجا نوشته مىشود :
« و ابن جلجل نامبرده در تاريخ خود نيز حكايت كرد كه : رازى براى منصور ( منصور بن نوح السامانى ) كتابى در اثبات صنعت كيميا تأليف كرد ، و آن كتاب را برداشته از بغداد به نزد آن پادشاه شتافت ، و كتاب را به او داد ، پادشاه آن كتاب را بزرگ شمرده ، رازى را بر تأليف آن بستود و سپاس گفت ، و هزار دينار زر به او صله داد ، و به او گفت : مىخواهم آنچه را كه در اين كتاب نوشتهء بمرحلهء عمل درآورى ، رازى به او گفت : اين كار هزينهء بسيار برد ، و به فراهم ساختن ابزار و داروها نياز دارد و رهتوشهء افزون و ساز و برگى فراوان بايد تا بتوان نسخت آن را از قوه بفعل آورد .
منصور به او گفت : هرچه از دارو و سازوبرگ كه در كار صنعت بايد هم اكنون دستور دهم همه را فراهم آرند تا آسودهدل كار خويش بپايان رسانى ، و چون همه چيز فراهم آوردند ، رازى به كار پرداخت ، اما هر اندازه كوشش نمود راه به جائى نبرد ، و هرچه بيشتر جست كمتر يافت ، سرانجام ناتوانى او از انجام اين كار آشكار گرديد .
منصور به او گفت : من گمان نمىكردم ، مردى حكيم و دانشمند دروغى چند در كتابى نوشته آن را حكمت و دانش نام نهد ، و دلهاى مردمان را بدان مشغول سازد ، و ايشان را بيهوده برنج اندازد .
آنگاه منصور به او گفت : چون تو در نگارش اين كتاب رنج بردهء ، و به نزد ما شتافتى و رنج راه بر خويش هموار ساختى ، ما هزار دينار زر صله اين رنج را به تو عطا كرديم ، اينك بايد تو را به نگارش و انتشار دروغ كيفر دهيم ، پس تازيانه را بر سر و روى او آشنا ساخته ، فرمان داد تا كتاب ( صنعت كيميا ) را چندان بر سر و روى او كوبيدند ، تا پارهپاره گرديد . و سازوبرگ سفر او را بسيج نموده روانهء بغدادش نمود .
و همين نوازش تازيانه و ضرب كتاب بر سر و روى او موجب گرديد كه
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل )
ص٤٩