گروه هشتم حكماى اسلام در سرزمين « مغرب » نخستين ايشان :
32 - اسحاق بن عمران 1
ملقب به : « سم ساعه »
پيرو دين اسلام ، و اصلا از مردم بغداد بود ، و در روزگار فرمانروائى « زيادة اللّه بن الاغلب » 2 به شهر قيروان درآمد ، زيادة اللّه او را بدين سه شرط بقيروان دعوت نمود : توشه و ستور ، هزار دينار زر خرج سفر ، و اماننامه به خط خود به او بدهد بدين مضمون كه : هر زمان وى به خواهد مىتواند به وطن خود بازگردد ، اما بيكى ازين سه شرط وفا نكرد .
و علم طب بوسيله او در سرزمين مغرب انتشار يافت ، و مردم آن سامان به علوم فلسفه آشنا شدند ، وى پزشكى حاذق بود و در ساختن داروهاى مركبه مهارت خاص داشت ، بيماريها را به خوبى تميز مىداد . و در وسعت دامنه اطلاعات طبى و تيزهوشى مانند پيشينيان بود ، ديرگاهى در شهر قيروان اقامت گزيد ، و كتابهائى تأليف كرد ، از جمله : كتاب معروف به : ( نزهة النفس ) ، و كتاب : ( بيمارى المالنخونيا ) 3 تا آن زمان كسى از پزشكان در اين موضوع چنين كتاب ننوشته بود - و ( كتاب الفصد ) و ( كتاب النبض ) 4 اما در اثر پيش آمدن پارهء حوادث روزگار روابط او و زيادة اللّه بن الاغلب بتيرهگى و به دشمنى گراييد ، و پيوستگى به گسستگى كشيد ، تا آنجا كه زيادة اللّه خون اسحاق بريخت و او را بدار آويخت ، اسحاق از زيادة اللّه اجازهء بازگشت به بغداد خواسته بود ، اما زيادة اللّه به او اجازه نداد ، اسحاق در امر خوردن و خوراك زيادة اللّه نظارت داشت ، چون بر خوان مىنشست به او مىگفت : فلان چيز را بخور