31 - نسطاس 1
از مردم سرزمين مصر بود ، در دولت اخشيدى 2 مىزيست ، پيرو كيش مسيح بود ، پزشكى ارجمند و در بيمارى آب چشم بصيرة تمام داشته است ، رسائلى دارد كه براى يزيد ( بن ) 3 رومان النصرانى ( اندلسى ) بنام : « البول » نوشته است . و نيز كناشى دارد در علم طب 4 ، دانشمندى بزرگ بود ،
شرح
( 1 ) - ابن قفطى او را بنام : « نسطاس » ضبط كرده ص 337 ، ابن ابى اصيبعه در العيون او را : « نسطاس بن جريج » نوشته ( 2 : 85 ) . و صاعد اندلسى در الطبقات او را بنام : « نسطاس بن جريج المصرى » نوشته است ( ص 37 ) .
ناگفته نماند كه ترجمهء احوال او در كتابهاى نامبرده بىاندازه مختصر و كوتاه است ، و در ساير منابع نام او ياد نشده است .
( 2 ) - در العيون و الطبقات : « الاخشيذ بن طغج » ، و در الاخبار : « الاخشيد محمد بن طغج بن جف » ، و او بنيادگذار دولت اخشيدى در مصر مىباشد ( 321 ه - 334 ه )
( 3 ) - كلمهء ابن كه ميان دو هلال گذارده شده از الاخبار و العيون افزوده شده ، و در الاخبار « زيد » بجاى « يزيد » و اين نادرست است ، و در ترجمهء احوال خالد بن يزيد رومان ، ازين كتاب ص 96 مىگويد : نسطاس رساله خود را در بول بنام خالد نوشته نه بنام پدرش يزيد چنان كه در اينجا ذكر شده است . ابن ابى اصيبعه چيزى نظير اين مطلب را در العيون ( 2 : 41 ) در ترجمه خالد بن يزيد بمتابعت ابن جلجل گفته است . و در گنجينهء تيموريه در دار الكتب المصريه رسالهء به شماره 139 رياضيات موجود است بعنوان : « رسالة فى كيفية الاستدلال بالبول على احوال الشخص و امراضه لنسطاس الحكيم » ، شايد مقصود از آن رساله همين است ؟ . و پدر روحانى اسپاط در تكملهء فهرست خود ص 15 مىگويد : « رسالة فى الادوية الشجارية كتبها خالد بن يزيد بن رومان النصرانى الى نسطاس بن جريج الطبيب المصرى »
( 4 ) - يك نسخه ازين كتاب را پل اسپاط در تكملهء فهرست خود ص 15 ياد كرده است .