تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و ميان اسحاق و ابن الاغلب داستانها واقع شد ، و هريك ديگرى را بر سر چيزهائى سرزنشها كردند ، تا سرانجام زيادة اللّه بر او خشمگين گرديد و فرمود تا هر دو بازوانش را رگ زدند ، و چندان از او خون برفت تا درگذشت ، آنگاه ابن الاغلب فرمود تا او را بر همان چوبهء دار - كه پيش از او فزارى 5 را بدار آويخته بودند - بدار آويختند ابو جعفر احمد بن ابراهيم 6 گفت : پيكر بىجان اسحاق بر فراز دار چندان بماند تا مرغان در اندرون او آشيان كردند ، اسحاق ريشى دراز داشت ، هيچ از موهاى او نريخته بود و پيوسته وزش باد ريش او را نوازش مىداد . و يكى از سخنانى كه اسحاق در واپسين شب مرگ خود به زيادة اللّه گفت اين است : اى بيمار مالنخوليائى ، به خدا سوگند تو خودت را بعنوان سيد العرب جا زدهء و هرگز سيد عرب نيستى ، ديرگاهى است كه داروئى به تو نوشانيده‌ام كه به زودى در خرد تو اثر خواهد بخشيد ، زيادة اللّه ديوانهء بود كه به مالنخوليا 7 دچار شد و به مرد .
شرح
( 1 ) - اسحاق بن عمران مشهور به : « سم ساعة » : وى با دولت آل اغلب فرمانروايان افريقيه معاصر بوده و در عهد زيادة اللّه ابن الاغلب سوم ( 290 - 296 ه ) مىزيسته است . و ابن العذارى در كتاب ( المغرب - 1 : 163 ) مىگويد : او در سال 279 ه بدرود زندگانى گفته است ، اما اين گفته مبنى بر اشتباه است ، زيرا وى تا پايان دولت اغالبه در قيد حياة بوده است : ابن البيطار يكى از تأليفات او را بنام : ( العنصر و التمام ) ياد كرده است ، اين كتاب داروشناسى است و آن را بنام زيادة اللّه سوم ( نامبرده ) نگاشته . ابن البيطار در كتاب خود : « الجامع فى الادوية المفردة » ازين كتاب مطالب بسيار آورده است . ترجمهء احوال اسحاق در الطبقات باختصار آمده و تقريبا خلاصه كلام ابن جلجل است ، ( ص 60 ) ، و در العيون نيز عين عبارات ابن جلجل را با اندكى اختلاف آورده ( 2 : 35 - 36 ) و نام برخى تأليفات اسحاق را افزوده است ، و در مسالك ( ج - 5 - ق - 3 - ورق 576 - 577 ) نيز عبارات ابن جلجل را با تصرفاتى آورده ، و در المغرب - ابن العذارى 1 : 163 ، و بروكلمان 1 : 232 ، و تكملهء آن 1 : 417 . و از تأليفات اسحاق بن عمران جز كتاب : « المالنخوليا » - كه نسخهء از آن به شماره 805 در كتابخانه مونيخ ، و نسخه ديگرى در آغاز مجموعهء طبيهء كه نسخهء طبقات الاطبا و الحكماء ابن جلجل ( كتاب حاضر ) نيز ضميمهء آن است موجود مىباشد ، و رسالهء كوچكى كه اسحاق بن عمران براى برخى دوستانش نوشته است بعنوان ( حفظ الصحه و تدبيرها ) - و در پنج صفحه است و صاحب