شرح
( 6 ) - كتاب : « الجامع الحاصر لصناعة الطب » يا « الجامع الكبير » و نيز بنام : « كتاب الحاوى » ناميده شده است ، و اين كتاب بزرگترين و مهمترين كتب رازى مىباشد ، پيشنويسهاى اين كتاب - پس از مرگ رازى - در نزد خواهرش بود ، ابن العميد وزير ركن الدوله ديلمى زر بسيار به دو بخشيد تا آن پيشنويسها را از او بگرفت ، و آنها را به يارى شاگردان رازى مرتب نمود . از اين كتاب مجلدات و نسخههاى متفرقهء در كتابخانهها موجود مىباشد ، و در سال 1486 . م به زبان - لاتينى ترجمه و در شهر برشيا ايطاليا بطبع رسيده است ، سپس ميانه سالهاى 1509 و 1542 . م در شهر بندقيه چاپ آن تجديد شده است ، شنيدهام كه دائرة المعارف العثمانيه در شهر حيدرآباد - دكن نسخههائى از اين كتاب جمعآورى و آماده چاپ نموده است ، ( الفهرست ص 300 ، العيون 1 : 314 - 315 ، الاخبار 274 ، كامل الصناعة للمجوسى ، 5 - الذريعه 6 : 235 - 236 ، - بروكلمان 1 : 234 ، و تكملهء آن ، فهرست كتب الرازى ص 6 )
( 7 ) - « كتاب المنصورى » يا « كتاب الطب المنصورى » يا « كناش المنصورى » مشتمل بر ده مقاله ، كتاب مشهور و مختصرى است در علم طب . در اين كتاب رازى طب علمى و عملى را هر دو بيان مىكند ، نسخههاى خطى بسيارى از اين كتاب در دسترس مىباشد . رازى اين كتاب را بنام فرمانرواى شهر رى منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد - كه از سال 290 - ه تا سال 296 ه در آن شهر ( 902 - 908 . م ) از طرف پسرعموى خود احمد بن اسماعيل بن احمد دومين پادشاه سامانيان حكومت كرد ( ياقوت 2 : 901 ) - نوشته ، ياقوت در اينجا سهوا منصور را پسر برادر ( بجاى پسرعمويش ) - احمد بن اسماعيل سامانى دانسته است ، و عامهء مورخان جز ياقوت ندانستهاند كه اين منصور كه بوده است چنان كه ابن خلكان در ترجمهء رازى ( 2 : 78 - 79 ) دو قول را روايت كرده است :
يكى آنكه وى اين كتاب را بنام منصور بن نوح بن نصر سامانى نوشته ، نظامى عروضى در چهار - مقاله نيز بر اين راى است ( چهار مقاله ص 79 ) ، اما اين دو مورخ اشتباه كردهاند ، زيرا منصور بن نوح از سال 350 تا سال 360 ه سلطنت كرده است و رازى تقريبا نيم قرن پيش از اين تاريخ بدرود زندگانى گفته است ، و اينكه ابن خلكان مىگويد ، ( رازى اين كتاب را براى منصور بن نوح زمانى كه وى كودكى خوردسال بوده نوشته است ) اين يك سخن ناپسند است ، دوم قول خود ابن خلكان است كه مىگويد : وى اين كتاب را بنام ابو صالح منصور بن اسحاق بن احمد بن نوح نوشته است ، اين قول موافق قول صحيح است اما بايد نام ( نوح ) در آن به ( اسد ) تبديل شود .
و ابن النديم ( 299 - 300 ) ، و قفطى ص 272 ، و ابن ابى اصيبعه ( 1 : 310 ) كتاب طب منصورى را به منصور بن اسماعيل نسبت مىدهند اما در تاريخ پادشاه يا حاكمى بدين نام ديده نمىشود ، و ابن ابى اصيبعه در جاى ديگر ( 1 : 313 ) او را بنام : منصور بن اسماعيل بن خاقان مىنامد ، و اين قول نزديك بقول ابن جلجل است - حاكم خراسان و ماوراء النهر - اما در تاريخ پادشاهى