شرح
« عبد الملك ابن سعيد بن حيان بن ابجر الهمدانى و يقال الكنانى الكوفى » را ياد كرده از جمله مىگويد : « وى داناترين مردم بود در علم طب ، در كار طبابت از كسى مزد نمىگرفت » سپس مىگويد : وى پس از سفيان الثورى متوفى بسال 161 ه درگذشته
و در كتب تراجم رجال و محدثين مذكور است كه عبد الملك ابن ابجر علم طب را مىدانست و بيمارى را مىشناخت ، اما نگفتهاند كه او نصرانى بوده و اسلام اختيار كرده است .
جاى شگفتى است كه رشته نامهاى پشتدرپشت پدران ( سلسلهء نسب ) او كه در كتب محدثين يادشده همگى نامهاى عربى است . و در كتاب : « المعارف » ابن قتيبه ص 23 مىگويد :
نژاد بنى ابجر به بنى فراس - كه از قبيله كنانه بودهاند - مىرسد ، و آنان از پزشكان شهر كوفه بودهاند
بايد گفت كه : جمع ميان كلام ابن اصيبعه و ترجمه ابن ابجرد و تهذيب و ديگر كتب تراجم رجال كارى آسان نمىباشد ، زيرا چگونه مىتوان گفت : ابن ابجر از دانشمندان و استادان مدرسهء اسكندريه بوده ( اندكى پيش از فتح اسلامى ) ، و در سال 19 ه كه اعراب شهر اسكندريه را فتح كردند او شاهد اين واقعه بوده است ، و بعد از سال 161 ه بدرود زندگانى گفته است ؟
و در هيچيك از كتب تراجم احوال اطباء ترجمه ابن ابجر ياد نشده است مگر در : طبقات صاعد اندلسى كه آن هم بسيار كوتاه است ، و در العيون نص واقعهء مهم تاريخى انتقال تدريس از مدرسهء اسكندريه بانطاكيه و حران را بان افزوده است .
و نيز بعضى از سخنان ابن ابجر را كه سفيان ثورى و اعمش از او روايت كردهاند در ترجمهء او آورده است ( اعمش سليمان بن مهران بقولى متوفى بسال 148 ه )
و نكته جالب توجه اين است كه ابن اصيبعه گروهى از رواة حديث را كه از ابن ابجر روايت حديث كردهاند يا ابن ابجر از ايشان روايت نموده ذكر كرده است ، و اين رواة اغلب كسانى هستند كه در حدود نيمهء قرن دوم هجرى وفات كردهاند ، و اين خود دليل است بر اينكه شخصيتى را كه ابن اصيبعه ترجمهء احوال او را بعنوان يك پزشك ذكر كرده همان كسى است كه در كتب رجال حديث مذكور است ، تنها مطالبى را كه ابن اصيبعه دربارهء او بعنوان يك پزشك آورده همان ترجمه و مطالبى است كه از ابن جلجل گرفته است و صاعد اندلسى نيز در طبقات الامم خود ترجمه احوال ابن ابجر را عينا از ابن جلجل گرفته است ، زيرا ميان عبارات ترجمهها شباهت زيادى وجود دارد .
اما قسمت اخير ترجمهء ابن اصيبعه ( مربوط به تدريس در مدرسه اسكندريه . . . ) به گمان من ابن اصيبعه ابن ابجر را با شخصيت ديگرى اشتباه كرده است ؟
دكتر مايرهوف در اينباره تحقيقات مفصلى به عمل آورده ، و از بحث خود اين دو فرضيه را نتيجه گرفته است : يا اينكه ابن ابجر پس از مرگ خليفه عمر بن عبد العزيز مدت درازى زندگانى كرده است ( قريب شصت سال ) ، و يا اينكه دو پزشك هر دو بنام : « ابن ابجر » وجود داشته ، - فرضيهء دوم ازين دو فرضيه بيشتر احتمال صحت و واقعيت دارد » . ( التراث اليونانى - 64 - 67 ) .