18 - ابن ابحر 1
وى پزشكى بود دانا ، در روزگار فرمانروائى خاندان بنى مروان مىزيست ، دانشمندى ارجمند بود ، مىگويند : عمر بن عبد العزيز ( خليفه اموى ) قارورهء خود را براى معاينه به نزد او مىفرستاده است .
شرح
( 1 ) - ابن ابى اصيبعه اين پزشك را بنام : « عبد الملك بن ابجر الكنانى » ياد كرده است يعنى : ابجر بجيم نقطهدار نه ابحر بحاء مهمله چنان كه در متن مذكور است . و صاعد اندلسى در طبقات ص 48 او را بنام : « ابن الحبر و هو الكنانى » گفته است ، و بيگمان كلمهء « الحبر » محرف « ابجر » يا « ابحر » است چنان كه ابن جلجل آورده است ، و نيز بيگمان صاعد ترجمه احوال اين پزشك را از ابن جلجل گرفته است ، ابن جلجل در اينجا ( و به پيروى از او صاعد اندلسى در طبقات و ابن اصيبعه در العيون ) مىگويد : وى پزشك خليفه عمر بن عبد العزيز بوده كه از سال : 99 ه تا سال 101 ه بر دست خلافت متمكن بوده است .
و ابن اصيبعه درباره اين پزشك مىافزايد كه وى : در مدرسهء اسكندريه در آخرين ادوار آن پيش از فتح اسلامى بامر تدريس قيام مىكرد ، او پيرو دين مسيح بود ، و بر دست عمر بن عبد العزيز كه يكى از اميرزادگان خاندان بنى اميه بود ( پيش از آنكه وى بخلافت برسد ) اسلام اختيار كرد ، و هنگامى كه در سال 99 ه عمر بن عبد العزيز بخلافت رسيد ، امر تدريس علوم و فلسفه را بشهرهاى انطاكيه و « حران » انتقال داد ، از آنگاه تدريس و آموزش علوم بديگر شهرها پراكنده گرديد » .
و ابن فضل اللّه در كتاب : « مسالك الابصار » ترجمه احوال او را نقلا از ابن ابى اصيبعه بنام : « عبد الملك ابن ابجر » آورده است ، ( مسالك الابصار - ج - 5 - ق 3 - ورق 446 ) .
و يكى از وقايع مشهورهء تاريخ واقعه انتقال تدريس علوم و فلسفه از اسكندريه بانطاكيه و حران مىباشد ، فارابى متوفى بسال 339 ه آن را ياد كرده است ، ( العيون - ج - 2 - 135 در ترجمه احوال فارابى ) ، و مسعودى متوفى بسال 345 ه در كتاب التنبيه و الاشراف ص 105 نيز آن را ياد كرده ، و نام كسانى را كه بامر تعليم و تدريس اشتغال داشتهاند نيز بيان نموده است و اما نام عبد الملك بن ابجر در ميان آنها ديده نمىشود .
ابن حجر العسقلانى در كتاب ( تهذيب التهذيب . ج - 6 394 - 395 ) ترجمه احوال :