تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
شرح
است كه در زبان يونانى كمال تبحر و تسلط را داشته است ، زيرا كلمهء « مجسطى » را كه بمعنى « بزرگ » است گذاشته و جزء اول آن كلمه را كه نظام يا مجموعه ( سازمان ) باشد بواسطهء شهرتش حذف كرده است ! در زبان عربى نظايرى دارد مثلا در مورد كتاب نحو مشهور سيبويه كه بتدريج و بواسطه شهرت كلمهء كتاب را حذف كرده و كلمهء « سيبويه » باقى و متداول گرديد ( * ) ؟ و در قرون وسطى اروپائيان بتقليد زبان عربى نيز آن را « المجسطى »« Alma ? geste »گفته‌اند . ( 8 ) - جغرافيا : كلمه‌ايست يونانى : بمعنى : ( توصيف زمين ) ، و بطلميوس نخستين كسى است كه در اين موضوع اين كتاب را تأليف كرده است ، اين كتاب معروف به : « جغرافياى بطلميوس » مىباشد ، و در هشت مقاله است ، و آن را پس از پايان نگارش كتاب مجسطى تأليف كرده است ، در اين كتاب اقاليم و قطعات مختلفهء كرهء زمين را با محاسبات فلكى و ترسيم نقشه‌هاى جغرافيايى ( خريطه ) بر پايه محاسبات رياضى تعيين نموده ، و جاى هر اقليم و هر كشور را تا آنجائى كه دانشمندان در آن عصر بدان دست‌رسى يافته‌اند بدقت ضبط كرده است ، در اين كتاب شماره شهرها ، كوهها ، معادن ، شمارهء سكنهء شهرها را نوشته است ، ( التمدن الاسلامى - 3 : 96 ، كشف ، 1 : 590 ) ، اين كتاب در زمان خليفه عباسى مامون به زبان عربى برگردانيده شد ، و در كتابخانه مصر چند نسخه عكسى كه از روى نسخه‌هاى استانبول گرفته شده موجود است . ( 9 ) - اين كتاب در علم نجوم ( اخترشمارى ) نگاشته شده ، و كاملترين كتابهائى است كه در اين فن نگارش يافته ، و در آن محاسبات نجومى ، تعديلات ، محاسبات ستارگان مندرج - است ( در تاريخ يعقوبى شرح مبسوطى دربارهء اين كتاب مذكور است ، ص 115 - 113 ) . ( 10 ) - ازين‌جا تا پايان ترجمه سخن از بطلميوس شاه رانده است . ( 11 ) - در الاخبار : « ارسطوس المنجم » و شايد مراد از « اراطوس » « ارسطرخس »( Aristarchus of Samos )- ستاره‌شناس مشهور يونانى اسكندرانى كه در قرن سوم پيش از ميلاد مىزيسته است
هامش
( * ) - ( اين مطلب را كه فواد سيد حدسا ترجمه كلمهء مجسطى گفته است درست نيست زيرا كلمهء « مجسطى » نه نام اين كتاب بوده و نه ترجمه عربى نام آن بلكه اين كتاب در مدرسهء اسكندريه و در نزد علماى رياضى و فلكى بطور مطلق به كتاب بزرگ و باختصار به « بزرگ - مجسطى شهرت داشته و همين شهرت در زبان عربى و نزد علماى فلكى اسلامى نيز وجود داشت از اين جهت آن را : مجسطى يعنى بزرگ مىگفتند در مورد سيبويه نيز اشتباه است زيرا كتاب سيبويه به : « الكتاب » مشهور شد يعنى به عكس كلمه ( سيبويه ) حذف و كلمه ( الكتاب ) باقى ماند )
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 101 | سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) / سيد محمد كاظم امام