9 - ارسطاطاليس المجذونى 1
وى از مردم شهر ( مجذونية ) ، 2 رومى ، اغريقى بوده ، فيلسوف ، دانشمند محقق ، متبحر ، خطيب و پزشك سرزمين روم بود ، نخست به تحصيل علم طب گرويد ، اما بيشتر به غور و تحقيق در مسائل فلسفه پرداخت ، در علم فلسفه اشعارى سروده و كتابهائى تأليف كرده است مانند ، « كتاب السماع الطبيعى » 3 ، موضوع اين كتاب بحث درباره جواهر پنجگانه موجوده مىباشد كه عبارتاند از : جوهر - ماده - صورة ، مكان ، زمان ، و حركت ، و كتاب « كون العام » 4 - هستى همگان - ، و كتابهاى « كون الخاص » 5 - هستى ويژه - مانند : « كتاب الآثار العلوية » ، « كتاب الحيوان » ، « كتاب النبات » ، و « كتاب المعادن »
و « كتاب حدود المنطق » 6 كه در آن از مباحث الفاظ و انواع قضايا ، و كيفيت تركيب قضايا ، منتج و غير منتج ، و ترتيب مقدمات ، و اشكال قياس در برهان بحث و تحقيق نموده است ، و هركس بخواهد صناعت برهان و علم منطق را فرابگيرد از خواندن اين كتاب گزير ندارد .
ارسطوطاليس در علوم مختلف كتابها نگاشته است ، از جمله : « كتاب الخطباء » ، « كتاب الشعراء » ، « كتاب رد بر سوفسطائيان » ، و « كتاب اجرام علوى » كه آن را : « كتاب العالم الكبير » ناميده است ، و معروف به : « كتاب السماء و العالم » مىباشد ، و « كتاب التوحيد » بنام :
« كتاب الربوبية » 7 ، و چند رساله در باب : « وصايا » 8 و « سياست مدنى » 9 ،
ارسطوطاليس معلم اسكندر 10 پسر فيليپس بود ، نامههاى حكيمانهاى باسكندر نوشته است ، از جمله : هنگامى كه اسكندر بر كشور پارس استيلا يافت نامه 11 بدين مضمون بارسطوطاليس نوشت : 12 « اى دانشمند 13 صاحب فضيلت ؟
من در سرزمين پارس مردانى مىبينم بس خردمند و هشيار كه ستيزگى و كينهتوزى در سر دارند ، مرا بيم از آنست كه بكينخواهى برخيزند و مردم پارس را بر من