در ايام سلطنت پدر اسكندر فيليپس بوده ، در زمان او كشورهاى روم و يونان در تصرف دولت پارس بوده است
شرح
( 1 ) - افلاطون : ترجمه احوال او در كتاب الفهرست 245 - 246 ، تاريخ يعقوبى ص 96 ، الطبقات ص 23 ، الاخبار ص 17 ، العيون - ج - 1 ص 54 - 49 ، مختصر الدول - ص 91 - 90 ، منتخب الصوان ص 32 ، النزهة 88 - 100 ، مسالك الابصار - ح - 5 مجلد 2 ورق 287 - 288 ، الملل و النحل 2 : 190 ، دائرة المعارف الاسلاميه مادة « افلاطون » ، ترجمهء احوال افلاطون در اينجا كاملا با ترجمههاى كتب نامبرده بالا - مگر المسالك - مخالفت دارد .
افلاطون در سال 447 پيش از ميلاد چشم بجهان گشود ، و در سال 347 پيش از ميلاد رخت بربست .
( 2 ) - پيش ازين دربارهء كتاب السياسة سخن گفته شد ، براى تأليفات افلاطون به : - العيون - ج - 1 - ص 53 ، الاخبار - ص 17 ، الفهرست - ص 343 .
( 3 ) - كتاب : « الجمهورية او السياسة المدنية » ، افلاطون در اين كتاب درباره : نظامات اجتماعى ، وضع قوانين ، عدالت ، شكل حكومت ، و نظامات ملى بحث كرده است ، اين كتاب را در زمان قديم حنين بن اسحاق مترجم به زبان عربى ترجمه كرده ، و اخيرا بار ديگر حنا خباز آن را به عربى ترجمه كرده و در چاپخانه ( المقتطف ) در سال 1929 م . در مصر بچاپ رسيده است .
( 4 ) - در العيون : « دارايطو » نوشته ، در اينجا مقصود : « داراى دوم » مىباشد كه او را :
« نطو » مىگويند كه به زبان يونانى بمعنى : « فرزند غير قانونى » مىباشد ، اين دارا پسر - ارطخشاست معروف بدراز دست مىباشد داراى دوم از سال 424 تا سال 404 پيش از ميلاد سلطنت كرد ، افلاطون تقريبا بيست و پنج سال معاصر او بود ، زيرا افلاطون در سال 428 پيش از ميلاد متولد گرديده است . و در مختصر الدول - ص 87 : « داريوش نوتوش » يعنى : « فرزند ملت » ، و مسعودى در كتاب مروج الذهب اين كلمه را با تصحيف : « دارابنوس » نوشته - ج - 1 - ص 196 ، و بار ديگر در همين كتاب ص 244 : « دارانوس » آورده است .
( 5 ) - شاهنشاه پارس كه با اسكندر معاصر بوده و با او از در جنگ درآمده است داراى سوم بوده كه از سال 335 تا سال 330 پيش از ميلاد در پارس فرمانروا بود ، وى فرزند داراى دوم - نبوده كه در اينجا ابن جلجل گفته است .