شرح
و آنچه كه معروف است اين داستان مربوط به سقراط بوده ، و در ترجمهء احوال سقراط مؤيد اين قول خواهد آمد ( ص 30 ) ، شايد اين اشتباه از شباهت لفظ بقراط به سقراط ناشى شده است ، در اين داستان اشتباه ديگرى نيز وجود دارد و آن ورود نام افليمون است در اين حكايت . زيرا افليمون معاصر هيچكدام يك از بقراط و سقراط نبوده است ، اين واقعه ميان سقراط و فيلسوفى يونانى است بنام : ژوپيروس كه بداشتن علم فراست مشهور بوده ، اين فيلسوف را اسلاميان نمىشناسند و چون افليمون و كتاب او در علم فراست در نزد مسلمانان معروف بوده اين داستان را به او نسبت دادهاند . اين حكايت اصلى تاريخى دارد كه آن را در كتاب :Scriptores Physiognomonici . R . Foerster I , Leipzig , I 893 , P . VIII - X .ياد كرده است .
( 21 ) - افليمون : فيلسوفى است يونانى مسلمانان او را بنام : « افليمون ، فيليمون ، فليمن » مىخوانند ، وى در قرن دوم بعد از ميلاد مىزيسته ، و كتاب « الفراسة » از اوست ، ترجمه عربى آن را به پيوست ترجمه لاتينى آن ضمن كتاب :« R , Foerster »در صفحات 99 - 294 منتشر كرده است . و نيز در سال 1929 در شهر حلب بطبع رسيده ، ترجمه او در الاخبار ص 60 مذكور است .
( 22 ) - در الاخبار افزوده است : « پس صورة را به نزد افليمون بردند ، و يونانيان صورة انسان را ماهرانه نقش مىكردند بهطورىكه همهء خصوصيات چهرهء انسان را نمودار مىكردهاند و سبب اين است كه ملت يونان صورتهاى نقاشى شده را مىپرستيدند ، و در پيش آنها عبادة مىكردند ، بدين سبب در نقاشى صورة مهارت يافتند ، اقوام و ملل ديگر كه به پيروى از يونانيان صورة انسان را نقاشى مىكردند هرگز در اين هنر بپايهء يونانيان نرسيدند » ، اين عبارت در مختصر الدول با اندكى تغيير آمده است .
( 23 ) - متن اين پيماننامه در العيون ج - 1 - ص 25 ، و منتخب الصوان ورق 82 مذكور است .
( 24 ) - فنون چهارگانه طبى : علم تعليمى ، و طبيعى ، و الهى ، و منطقى به ( رسالهء ابن رضوان به اطباى مصر ) چاپ مايرهوف ص 77 رجوع شود .
( 25 ) - اين اوصاف با آنچه را كه ابقراط در وصيتنامه خود ذكر كرده مطابقت دارد ، اما در پيماننامه او ذكر نشده ، و اين وصيتنامه در العيون ج - 1 - ص 26 مذكور است