شرح
( 2 ) - عين زربى : « بفتح زا و سكون راء و باء و الف مقصور در آخر ، شهرى است مرزى در نواحى المصيصه در قليقيا » ( معجم ياقوت ) ، و « عين زربى » ، نام اين شهر به زبان يونانى : « اينازرپا » بوده و اكنون اين شهر در خاك تركيه واقع است - و آن را بتركى :Anavrzaمىگويند .
( 3 ) - مقصود از مراتب گياهان داروئى : گونه « و اندازهء نيروئى » كه در گياهان موجود است از : برودت ، حرارت ، رطوبت ، يبوست - : سردى ، گرمى ، ترى و خشكى - مىباشد .
( 4 ) - كتاب پنج مقاله : غرض كتاب اوست كه به نام : « الحشائش و النباتات » مشهور است ، براى تفصيل مندرجات اين پنج مقاله به العيون - ج - 1 - ص 35 و كتاب : تاريخ النبات عند المسلمين ص 38 - 44 و به حاشيه بعد رجوع شود .
( 5 ) - نام اين كتاب : « الحشائش و النباتات » يا « هيولى علاج الطب » يا « كتاب الادوية المفردة » است ، حاجى خليفه در كشف الظنون مىگويد : « ديسقوريدس چهل سال براى شناختن سود گياهان تجربه و كار كرد ، تا اينكه به فوائد : تخم ، دانه ، پوست و مغز گياهان پى برد ، و در اين موضوع كتاب تأليف كرد و شاگردان خود را بدان آشنا ساخت .
اين كتاب ديرگاهى يگانه منبع و مرجع جامع و كامل در اين موضوع بوده ، و مورد توجه بسيارى از دانشمندان قرار گرفته است .
ابن جلجل ( مؤلف اين كتاب ) كتابى دارد بنام : « تفسير اسماء الادوية المفردة من كتاب ديسقوريدس » ، و در سرآغاز آن كتاب مىگويد : « كتاب ديسقوريدس در روزگار خليفه عباسى المتوكل در شهر بغداد ترجمه شد ، مترجم آن اصطفن ابن بسيل ترجمان بوده كه آن را از زبان يونانى به زبان عربى ترجمه كرد ، و چون وى نتوانسته بود معادل عربى بسيارى از گياهان را كه نام يونانى داشته در زبان عربى پيدا كند ، در ترجمهء عربى آرزو كرده بود كه بعدها كسى بيايد كه بتواند معادل عربى همه نامها را پيدا كرده و ترجمه عربى را تكميل كند . و پس از او حنين بن اسحاق مترجم آمد و كار ترجمه ناقص عربى را تكميل كرد ، و روايت آن را اجازه داد . آنگاه پس از آن ابن جلجل دربارهء انتقال آن كتاب باندلس ( اسپانيا ) در عهد خلافت الناصر عبد الرحمن بن محمد در حدود سال 337 ه بعنوان هديه - با هداياى ديگر از طرف ارمانيوس پادشاه قسطنطينيةRomanusبه تفصيل سخن رانده است ، ارمانيوس پس از آن راهبى را بنام « نيكولا -Nicola» از قسطنطينيه به نزد الناصر گسيل داشت و او بسال 340 ه به شهر قرطبة رسيد ، و او بار ديگر اين كتاب را به زبان عربى ترجمه و تفسير كرد ، و بعضى از پزشكان دربار الناصر مزبور با وى در كار اين ترجمه شركت داشتند ، از جمله پزشكان مزبور : حسداى بن شبروط - الاسرائيلى بوده است ، همهء كسانى كه بعدها در موضوع مفردات طبى كتاب تأليف كردهاند