گروه دوم استادان روم و يونان كه در دانش پزشكى و فلسفه سرآمد روزگار بودهاند نخستين ايشان :
6 - ابقراط
ابقراط 1 بواسطهء مقام فضيلت انسانى از پيروان مكتب طبى اسقلابيوس بوده ، و در شهر : « قو » 2 مسكن داشت ، و اين شهر : « حمص » نام دارد ، و از بلاد شام 3 مىباشد . وى در علم طب نظر كرد ، و در اين علم رسائل و كتابها نگاشته است ، و از جمله آثار طبى او است :
« كتاب الفصول » 4 ، « كتاب تقدمة المعرفة » 5 ، « كتاب افيذيميا » 6 ، « كتاب الامراض الحادة » 7 ، « كتاب الجبر و الخلع » 8 ، « كتاب طبيعة الانسان » 9 ، « كتاب الاخلاط » ، 10 « كتاب القروح و جراحات الراس » 11 ، « كتاب المياه و الاهوية » 12 ، و بسيارى كتابهاى ديگر ، 13 او مردى خداشناس ، پرهيزگار ، صاحب فضيلت بود ، بيماران را برايگان درمان مىكرد ، بسيار جهانگردى مىكرد ، و چون آهنگ جهانگردى داشت ، و شهر خود را بدرود مىگفت ، شاگرد خويش ( فولونيس ) 14 را برجاى خويش مىگماشت كه بيماران را تيمار كند .
ابقراط در روزگار شاهنشاه پارس اردشير بهمن 15 پدربزرگ دارا پسر دارا مىزيسته است ، جالينوس در رسالهء خود كه آن را : « پزشك بايد فيلسوف باشد » 16 نام داده است مىگويد : اردشير بهمن بيمار گرديد و ابقراط را بخواند كه بر بالين او رود و او را درمان كند ، و ابقراط از رفتن بر بالين او خويشتندارى نمود ،