چون عذرش باقى بود تا ماه رمضان ديگر رسيد حكمش تبديل به دادن فديه مىشود براى روزهء قضا شده ، زيرا او به منزلهء شخصى مىشود كه به واسطهء عملى ، روزهء كفّاره بر او واجب شده است و طاقت گرفتن روزه را ندارد پس ، از او روزه ساقط مىشود و به جاى آن فديه لازم مىگردد ، و اگر براى او تا ماه رمضان ديگر افاقه و بهبودى حاصل شد و روزه را نگرفت بايد براى اينكه وقت را ضايع كرده و از آن براى انجام وظيفه استفاده نكرده فديه دهد و قضاى روزهاى را كه دارد و بر ذمّهاش تعلق گرفته ، به جاى آورد چون مىتوانسته است آن را انجام دهد . »
( 1 )
روزه به جاى آزاد كردن بنده
امام رضا عليه السلام فرمود :
« و اگر بپرسد : « چرا در كفّاره براى كسى كه قدرت مالى ندارد كه بنده آزاد كند روزه معيّن كرده است ، نه حج و نه نماز و نه غير اين دو از عبادات را ؟ » ، گفته مىشود : براى اينكه نماز و حج و ساير عبادات واجبه مانع از كار و كوشش زندگى است و انسان را از امور ضرورى معيشت بازمىدارد ، و همان علتها كه در قضاى روزهء حايض ذكر شد ، همه در اينجا هست كه روزهاش قضا دارد نه نمازش . »
و به اين علت شارع روزه را به جاى آزاد كردن بنده قرار داد و نماز و حج و غير آنها را عوض از آن قرار نداد ، و گرنه اعمال تعطيل مىشد و انسان نمىتوانست زندگيش را تأمين كند .
( 2 )
دو ماه روزهء پىدرپى
امام رضا عليه السلام فرمود :