او طلب يارى كرد . امام رضا عليه السلام به سوى مردم رفت و به آنها دستور داد كه برگردند . پس آنها دستور امام را اجابت كردند و مأمون به بركت وجود آن حضرت نجات يافت . « 1 »
اما آنهايى كه فضل را كشتند پنج نفر از اطرافيان مأمون بودند و يكى از آنها غالب دايى مأمون بود . مأموران آنان را گرفتند و به نزد مأمون آوردند .
آنها گفتند : تو به ما دستور كشتن او را دادى . مأمون گفت : من شما را به اقرار خودتان مىكشم ، و اما اينكه شما مىگوييد من به شما دستور دادهام به كشتن او ، ادعايى است كه بيّنهاى ندارد . آنگاه دستور داد گردن آنها را زدند و سرشان را براى حسن بن سهل فرستاد و در ظاهر خود را محزون نشان داد . « 2 »
( 1 )
به شهادت رساندن امام
مأمون به كشتن امام مسلمانان و سبط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله امام رضا عليه السلام اقدام كرد و سمّ كشندهاى را در انگور يا انار قرار داد همان گونه كه خواهيم گفت ، و به اين طريق برجستهترين شخصيّت در عالم اسلام را كه منبع آگاهى و فكر در دنياى اسلام بود ، به شهادت رسانيد .
( 2 )
گفتههاى غير واقعى
بعضى از مورّخان ، مأمون را از ارتكاب اين جنايت ناخوشايند برى مىدانند و معتقدند كه او اقدام به كشتن امام رضا عليه السلام نكرده است ، و اين است بعضى از گفتههاى آنها :
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 164 .
( 2 ) تاريخ ابن خلدون ، ج 3 ، ص 294 ؛ الكامل ، ج 5 ، ص 191 .