وقتى آنها آيهاى مىخوانند ، رهبر شما آوازهخوان است . توقف كن كنار خانهاى كه اثرى از ردّ پا نيست .
على از شماست يا از آنهاست ؟ ابراهيم شيخ آوازهخوانان از شماست يا از آنهاست ؟
در خانههاى آنها ( علويان ) جز شيرهء خمر نيست و در منازل آنها ( عباسيان ) جز براى شر پناهگاهى نيست .
در آنجا نه مخنّثى است كه شب را با آشاميدن خمر با او سپرى كنند و نه ميمونى دارند كه خدمت بكند .
ركن و بيت ( خانهء خدا ) و پردههاى آن منزل آنها ، و زمزم و صفا و حجر و حرم جايگاه آنهاست .
( 1 ) زندگى علويان مانند خورشيد به نور ايمان روشن است و زندگى دشمنان آنها عباسيان مانند شب تاريك است كه نه تابشى از ايمان در آن است و نه هدايتى از اسلام . و على اىّ حال مأمون كوشيد تا به جامعهء مسلمين نشان دهد كه امام رضا عليه السلام با قبول ولايتعهدى تارك دنيا نيست ، اما تمام كوششهاى او نقش بر آب شد زيرا جهان اسلام فهميد كه امام برجستهترين شخصيت اسلامى در ورع و تقواى الهى است و شيوهء او اطاعت خدا و عبادت او و عدم شركت در امور سياسى است .
با اين حال ، در اين بخش آخر ، ما مىخواهيم آخرين فرازهاى زندگى امام رضا عليه السلام را متذكر شويم كه به شرح زير است :
( 2 )
نصيحت امام به مأمون
امام عليه السلام نصيحت خالصانهء خود را كه عارى از هر گونه جنبهء سياسى بود به مأمون پيشنهاد كرد و از او خواست كه او را از ولايتعهدى ، و